ادعای راحتتر بودن زندگی و هزینههای کمتر در دوران پهلوی، بازتابی از سطح پایین رفاه عمومی و نبود زمینههای لازم برای دسترسی به امکانات است، واقعیتی که در آن خانوادهها با درآمدهای اندک تنها قادر به تأمین حداقلها بودند و دستیابی به رفاه بالاتر برای اکثریت مردم اساساً ممکن نبود.

خبرگزاری فارس اصفهان: گاهی در نشستهای خانوادگی یا گفتوگوهای دوستانه، شنیده میشود که بزرگترها با نوستالژی از دهههای ۴۰ و ۵۰ شمسی سخن میگویند، زمانی که بهزعم آنان، زندگی با وجود درآمدهای اندک، میچرخید و مدیریت معیشت آسانتر از امروز بود.گاهی نوستالژی رنگوروی واقعیت میگیرد. جمله معروف «آن زمان با یک حقوق کم هم زندگی میچرخید» را زیاد شنیدهایم. اما آیا واقعاً زندگی در آن زمان «راحتتر» بود یا ما دچار یک خطای تاریخی، معیشتی شدهایم؟پاسخ در تحولی است که در مفهوم «زندگی» و «هزینه» رخداده است. اینجا نه از تورم صحبت میکنیم، نه از قدرت خرید، بلکه از انقلاب در تعریف «نیاز» حرف میزنیم. اما آیا واقعاً زندگی در آن دوران آسانتر بود یا این تصور ناشی از تفاوت در سبک زندگی و امکانات است؟

برای پاسخ به این پرسش، باید نیمنگاهی به سبد مصرفی خانوارهای ایرانی و مقایسه با امروز بیندازیم، موضوعی که محمود فروزبخش، نویسنده و کارشناس تاریخ معاصر، آن را در قالب آمار و واقعیتهای تاریخی در گفتوگو با خبرنگار فارس در اصفهان تشریح میکند.فروزبخش با اشاره به تغییرات بنیادین در سبک زندگی ایرانیان میگوید: پیش از هر چیز باید بررسی کنیم که سبد مصرف معمول در این چند دهه چه تغییری کرده است. با مروری سریع در حوزههای مصرف معمول مانند حملونقل، آموزش، تغذیه و لوازم زندگی متوجه میشویم که سبد مصرف در دهه ۴۰ و ۵۰ بسیار محدود بوده است. در واقع خانوادهها در آن زمان اصلاً نمیتوانستند در حوزههای مختلف، مصرفی داشته باشند که بخواهند در آن حیطهها خرجی هم داشته باشند. یعنی سطح رفاه بهقدری پایین بوده که با درآمدی مختصر هم خانوادهها میتوانستند حداقلها را فراهم کنند و البته دسترسی به رفاه بالاتر اساساً برای بسیاری از مردم وجود نداشته است.یکی از شاخصهای مهم در سبد هزینه خانوارها، موضوع حملونقل و خودرو است. فروزبخش در این باره توضیح میدهد: در سالهای پیش از انقلاب اسلامی حدوداً یک میلیون خودرو در ایران وجود داشته که در بهترین حالت نسبت هر خودرو به هر ایرانی یک به ۳۰ بوده است. این در حالی است که اکنون با فرض جمعیت ۸۵ میلیون، این نسبت یک به ۳.۵ نفر است و بدین معنی است که اصلاً اکثر خانوادههای ایرانی هزینههای مربوط به خودرو از بنزین تا لوازم آن را نداشتهاند.

مصرف برنج، از خوراک لوکس به غذای روزمره
در حوزه تغذیه هم تغییرات اساسی رخداده است. این کارشناس تاریخ معاصر با اشاره به مصرف برنج میگوید: مثال دیگر ایران در مورد خوراک است. میزان مصرف برنج در ایران نسبت به دوران قبل از انقلاب اسلامی، ۶ برابر شده است. این به آن معناست که در آن سالها خانوادههای ایرانی به طور میانگین شاید هفتهای یک وعده برنج مصرف میکردند و اصلاً در سبد هزینههای آنان به طور معمول برنج نبوده است. این در حالی است که برنج از رایجترین مصارف خوراک در دوران بعد از انقلاب اسلامی بوده است.

از ۴ درصد برقرسانی روستاییان به پوشش کامل
یکی دیگر از بخشهای مهم سبد هزینه، لوازمخانگی است که مستقیماً به انرژی برق وابسته است. فروزبخش خاطرنشان میکند: سبد هزینه دیگر مربوط به لوازمخانگی میشود. در پیش از انقلاب اسلامی تنها ۴ درصد جمعیت روستایی ایران، برق داشتهاند و بهجرئت میتوان گفت بیش از نیمی از مردم ایران اصلاً برق نداشتهاند که بخواهند انواع و اقسام لوازمخانگی داشته باشند. این در حالی است که اکنون سالهاست تقریباً تمامی روستاهای ایران هم از نعمت برق برخوردار شدهاند و طبیعی است که انواع لوازمخانگی برقی در سبد هزینههای آن قرار گرفته است.وی ادامه میدهد: به این مجموعه اضافه کنید نعمتهایی مانند گاز و تلفن را که در آن زمان بهطورکلی اکثر نقاط کشور از آن محروم بودهاند و طبیعی است که لازم نبوده هزینهای برای آن کنار بگذارند.

انقلاب در آموزش عالی و بیمه
بخش قابلتوجهی از هزینههای امروز خانوارها مربوط به آموزش و سلامت است. فروزبخش در این زمینه میگوید: هزینه دیگر مربوط به آموزش عالی است. در دوران حکومت پهلوی، حداکثر ۱۸۰ هزار نفر دانشجو در ایران مشغول به تحصیل بوده که به نسبت جمعیت ۳۶ میلیونی، یک به ۲۰۰ میشده است. حالآنکه امروز این نسبت (باتوجهبه افزایش جمعیت) یک به ۲۰ شده است و علاوهبرآن بیش از ۱۴ میلیون نفر در ایران تحصیلات لیسانس و بالاتر دارند. این نشان میدهد که هزینههای مربوط به آموزش عالی و پیرامون آن در این سالها بر دوش مردم ایران بوده اما در دوران پهلوی چنین مشکلی کمتر بوده است زیرا اصلاً آن زمان دانشگاه و تحصیلات تکمیلی از اساس وجود نداشته است.وی میگوید: در مورد بیمه هم وضعیت مشابهی وجود دارد. در زمینههای هزینههای مربوط به بیمه هم باید گفت اگرچه جمعیت ایران کمتر از ۲.۵ برابر شده است اما تعداد بیمهشدگان بیش از ۸ برابر نسبت به سال ۵۷ بوده است و در برخی آمار این عدد بیشتر هم هست. پس پیش از انقلاب، بسیاری از مردم اصلاً هزینهای برای بیمه کنار نمیگذاشتند اما اکنون با صرف این هزینه از مواهب آن هم بهرهمند میشوند.

از یک عمر آرزو به ۲۰۰ میلیون سفر در سال
در نهایت، حوزه تفریحات و اوقات فراغت، بهویژه سفر، نشاندهنده دیگر تغییرات سبد مصرفی است. فروزبخش میگوید: به نمونهای از حوزه تفریحات و اوقات فراغت یعنی سفر اشاره میکنیم. در گذشته اگر کسی یک سفر مشهد یا کربلا میرفت، در دیارش به مشهدی و کربلایی معروف میشد، این در حالی است که امروز ۶۰ درصد مردم ایران در سال حداقل یک سفر را تجربه میکنند و در سال تقریباً ۲۰۰ میلیون سفر در کشور ثبت میشود که سیل آن را در ایام نوروز شاهد هستیم. این مهم نشانهای دیگر در افزایش رفاه ایرانیان است و هزینهای است که در سبد هزینهها گذاشته میشود که در زمانهای گذشته به این حجم و شدت اصلاً وجود نداشته است.

تفاوت در «عدم امکان» نه «سهولت زندگی
»مطالب مرور شده نشان میدهد مطلبی که گاه افراد مسن درباره راحتتر بودن زندگی و کمهزینهبودن آن در گذشته بیان میکنند، به علت آن است که اساساً زمینههای امکانات رفاهی و مصرف در دوران پهلوی برای اکثریت مردم وجود نداشته است.شاید بهتر باشد بهجای مقایسه غیرمنطقی قدرت خرید، «میزان دسترسی به کالاها و خدمات رفاهی» را مقایسه کنیم. امروز اگرچه فشار اقتصادی محسوس است، اما امکان داشتن یخچال، ماشین، دانشگاه، بیمه و سفر، از امکان نداشتن آنها در گذشته، بهمراتب «رفاه» بیشتری را نمایندگی میکند. زندگی گذشته نه ارزانت، که فاقد بسیاری از هزینههای امروز بود، هزینههایی که حالا ما آنها را جزئی از «زندگی عادی» میدانیم.