تاريخ انتشار: 28 مرداد 1394 ساعت 17:06:06
شما وکیل مردم هستید؛ ولىّ آنها نیستید

«همان مسیرى که ملت داشتند، همین چیزى که اگر مى خواهید مطابق با میل خودتان دمکراسى عمل بکنید، دمکراسى این است که آراء اکثریت، و آن هم این طور اکثریت، معتبر است؛ اکثریت هر چه گفتند آراى ایشان معتبر است و لو به خلاف، به ضرر خودشان باشد. شما ولىّ آنها نیستید که بگویید که این به ضرر شماست ما نمى خواهیم بکنیم. شما وکیل آنها هستید؛ ولىّ آنها نیستید. بر طبق آن طورى که خود ملت مسیرش هست.»

این جملات بخشی از سخنان امام خمینی(س) است که روز 27 مرداد 1358  در جمع نمایندگان مجلس خبرگان قانون اساسی در قم بیان داشتند.

ایشان در ابتدای بیاناتشان به مسئله توطئه احزاب و گروه هاى فاسد پرداختند و سپس درباره مفهوم آزادى و دمکراسى و ارتباط آنها سخن گفتند. در نهایت نیز همه نمایندگان را به تنظیم قانون اساسى در چهارچوب شرع  و همراهی با مردم  توصیه کردند.

بخش هایی از این سخنرانی را در ادامه می خوانید:

ما از هیچ چیز باک نداریم. نه باک داریم که شرق ما را یک وقت اشخاص مثلًا غیر آزادى طلب یا دیکتاتور حساب بکند؛ نه باک از این داریم که غرب یک همچو چیزى بکند. البته منافعشان که در معرض خطر است، باید همه تهمتها را به ما بزنند و و ما همه  تهمتها را هم قبول مى کنیم. نخیر! ما هر چه آنها مى گویند بسیار خوب، اما ما مسیر خودمان را طى مى کنیم. ما جمهورى اسلامى را به آن طورى که دستور از خداى تبارک و تعالى داریم و به آن طورى که مصالح مملکت ما، ملت ما اقتضا مى کند، ما این مسیر را خواهیم رفت؛ و آقایان هم همین مسیر را خواهند رفت. و هر چه هر که بگوید هیچ مورد اعتماد و اعتنا نیست و باکى هم از این نیست که چه بگویند.

البته بخواهید که همه مردم براى شما خوب بگویند، باید بروید توى خانه هایتان بنشینید و هیچ کس شما را نبیند! براى حضرت امیر هم هزار چیزها گفتند، براى پیغمبر اکرم هم گفتند؛ حالا هم دارند مى گویند. ما باکى از این نداریم. غربى براى پیغمبر ما بدتر از آن مى گوید که براى شما و ما مى گوید! براى همه خلفاى اسلام، براى همه آنها، مى گویند؛ براى اینکه الآن در معرض خطر است کارشان. وقتى در معرض خطر شدند، یعنى منافعشان در معرض خطر است، البته آنها باید براى ما چه بگویند. لکن ما مسیر خودمان را طى مى کنیم تا آنجایى که بتوانیم مسیر خودمان را طى مى کنیم و آقایان هم مسیر خودشان را طى مى کنند بدون هیچ باکى از حرفهاى این ور و آن ور. وجاهت ما نمى خواهیم براى خودمان درست کنیم. نه شما مى خواهید یک وَجیهُ المِلّه اى بشوید با مردم؛ اگر کسى شما را مى شناسد، وجیه هستید. نمى خواهید حالا درست بکنید. نمى خواهید در این مجلس وجاهت درست بکنید. شما این مجلس را مى خواهید بروید و مطابق آن طورى که ملت شما را وکیل کرده است و مطابق آنکه اسلام شما را موظف کرده است به آن طور عمل بکنید و همین طور هم عمل خواهید کرد.

و من سفارش مى کنم به آنهایى که خداى نخواسته یک آرایى دارند بر خلاف مسیر ملت، من سفارش مى کنم به آنها، که طرحشان را و آرایشان را بگذارند براى یک وقت دیگرى و یک وقتهاى دیگرى این کارها را بکنند، حالا وقت این نیست که آرائى که خلاف مسیر ملت است اظهار بکنند و حیثیت خودشان را در بین ملت از بین ببرند. من میل ندارم حیثیت آقایان از بین برود در بین ملت. اگر در این مجلس یک چیزهایى و یک حرفهایى زده بشود که بر خلاف مسیر ملت است، اینها وجاهت خودشان را از بین  ملت مى برند و خداى نخواسته بعدها برایشان خیلى نفع ندارد.

نمایندگان مجلس، وکیل مردمند نه ولىّ آنها

همان مسیرى که ملت داشتند، همین چیزى که اگر مى خواهید مطابق با میل خودتان دمکراسى عمل بکنید، دمکراسى این است که آراء اکثریت، و آن هم این طور اکثریت، معتبر است؛ اکثریت هر چه گفتند آراى ایشان معتبر است و لو به خلاف، به ضرر خودشان باشد. شما ولىّ آنها نیستید که بگویید که این به ضرر شماست ما نمى خواهیم بکنیم. شما وکیل آنها هستید؛ ولىّ آنها نیستید. بر طبق آن طورى که خود ملت مسیرش هست.

شما هم خواهش مى کنم از اشخاصى که ممکن است یک وقتى یک چیزى را طرح بکنند که این طرح بر خلاف مسیر ملت است، طرحش نکنند از اوّل، لازم نیست، طرح هر مطلبى لازم نیست. لازم نیست هر مطلب صحیحى را اینجا گفتن. شما آن مسائلى که مربوط به وکالتتان هست و آن مسیرى که ملت ما دارد، روى آن مسیر راه را بروید، و لو عقیده تان این است که این مسیرى که ملت رفته خلاف صلاحش است. خوب، باشد. ملت مى خواهد این طور بکند، به ما و شما چه کار دارد؟ خلاف صلاحش را مى خواهد. ملت رأى داده؛ رأیى که داده متَّبع است.

در همه دنیا رأى اکثریت، آن هم یک همچو اکثریتى، آن هم یک فریاد چند ماهه و چند ساله ملت، آن هم این مصیبتهایى که ملت ما در راه این مقصد کشیده اند، انصاف نیست که حالا شما بیایید یک مطلبى بگویید که بر خلاف مسیر است. یعنى انصاف نیست، که نمى شود هم، پیش نمى رود. اگر چنانچه یک چیزى هم گفته بشود، پیش نمى رود؛ براى اینکه اولًا مخالف با وضع وکالت شما هست و شما وکیل نیستید از طرف ملت براى هر چیزى. و ثانیاً بر خلاف مصلحت مملکت است، بر خلاف مصلحت ملت است؛ بر خلاف مصلحت خود آقایان است.

اسلام؛ مترقّى ترین مکتب

و من از خداى تبارک و تعالى خواهانم که آقایان ان شاء اللَّه با سلامت و موفقیت این راه را طى بکنند و یک قانونى که مطابق با اسلام و ترقى و همه چیزش تمام باشد، و ما اسلام را مترقیترین مکتبها مى دانیم. و هر کس، هر مکتبى، هر چه مى خواهد بگوید، بگوید. ما اسلام را مکتب مترقى مى دانیم و شما فرض کنید که مکتب مترقى نیست، ما این را مى خواهیم. ما این را مى خواهیم. «مترقى» اسمش را مى گذارید، بگذارید؛ «غیر مترقى» هم اسمش را مى گذارید، بگذارید. ما این را مى خواهیم. ملت ما هم این را مى خواهند. (صحیفه امام، ج 9، ص: 296- 305)

منبع: پرتال امام خمینی (س)

  تعداد بازديدها: 1904
   


 



این مطلب از نشانی زیر دریافت شده است:
http://fajr57.ir/?id=66380
تمامي حقوق براي هیئت انصارالخميني محفوظ است.