مقام معظم رهبری: به گفتار امام و کردار امام اهتمام بورزید ********** امام خمینی(ره): ان شاء الله ما اندوه دلمان را در وقت مناسب با انتقام از امریکا و آل سعود برطرف خواهیم ساخت و داغ و حسرت حلاوت این جنایت بزرگ را بر دلشان خواهیم نهاد 1367/4/29 **********امام خمینی(رحمة الله علیه) : حکومت آل سعود، این وهابیهای پست بیخبر از خدا بسان خنجرند که همیشه از پشت در قلب مسلمانان فرو رفته‌اند 1366/5/12 ********** امام خمینی (ره) شهادت در راه خدا مسئله ای نیست که بشود با پیروزی در صحنه های نبرد مقایسه شود، مقام شهادت خود اوج بندگی و سیر و سلوک در عالم معنویت است********** امام خمینی (ره): ما تابع امر خداییم، به همین دلیل طالب شهادتیم و تنها به همین دلیل است که زیر بار ذلت و بندگی غیر خدا نمی رویم************ امام خمینی(ره) ”من برای آنکه شما جوانان شایسته ای هستید، علاقه دارم که جوانی خود را در راه خداوند و اسلام عزیز و جمهوری اسلامی صرف کنید تا سعادت هر دو جهان را دریابید.„ ********** حُسنُ الخلاقِ یُدِّرُ الرزاقَ وَ یونِسَ الرِّفاقَ؛ خوش اخلاقى روزى ها را زیاد مى کند و میان دوستان انس و الفت پدید مى آورد. «نهج الفصاحه، ح 781» ************امام خمینی(س) علم همراه تهذیبِ نفس است که انسان را به مقام انسانیت می رساند .هم در علم کوشا باشید و هم در عمل و هم در تهذیب اخلاق ********** بايد مسائل اسلامي حل بشود در اينجا و پياده بشود. بايد مستضعفين را حمايت بكنند، بايد مستضعفين تقويت بشوند حضرت امام خميني قدس سره الشريف صحیفه امام – جلد 6 – صفحه 461 ************ اهمیّت فضای مجازی به انداره ی انقلاب اسلامی است "مقام معظم رهبری" ************* آن کسی قلمش قلم انسانی است که از روی انصاف بنویسد. امام خمینی (ره) ***********همان طوري که در سابق عمل مي‌شد، روضه‌خواني بشود، مرثيه گفته بشود، شعر و نثر در فضايل اهل بيت و در مصائب آنها گفته بشود. حضرت امام خميني قدس سره الشريف صحيفه امام – جلد 15 – ص 332 ************ نگذاريد پيشكسوتان شهادت و خون در پيچ و خم زندگي روزمره خود به فراموشي سپرده شوند. حضرت امام خميني قدس سره الشريف صحيفه امام، ج 21، ص 93 ************ من در ميان شما باشم و يا نباشم، به همه شما وصيت و سفارش مي‌کنم که نگذاريد انقلاب به دست نااهلان و نامحرمان بيفتد. حضرت امام خميني قدس سره الشريف صحيفه امام، ج 21، ص 93 ************ پيامبر اسلام نيازي به مساجد اشرافي و مناره‌هاي تزئيناتي ندارد. پيامبر اسلام دنبال مجد و عظمت پيروان خود بوده است که متأسفانه با سياست‌هاي غلط حاکمان دست‌نشانده به خاک مذلت نشسته‌اند. حضرت امام خميني قدس سره الشريف صحيفه امام، ج 21، ص 80 ************ پيغمبر اسلام تمام عمرش در امور سياسي بود، تمام عمرش را صرف كرد در سياست اسلامي، و حكومت اسلامي تشكيل داد. حضرت امام خميني قدس سره الشريف صحيفه امام، ج 15، ص 11 ************ امام به همه فهماند که انسان کامل شدن، علی وار زیستن و تا نزدیکی مرزهای عصمت پیش رفتن افسانه نیست. مقام معظم رهبری ************ راه ما راه امام خمینی است و در این راه با همه قدرت و قاطعیت خود حرکت خواهیم کرد. مقام معظم رهبری

 

 

 

تاريخ انتشار: 13 مهر 1397 ساعت 12:51:55
چهلمین سالگرد؛
روایت هجرت امام خمینی(ره) از عراق به پاریس/ اگر فرودگاه به فرودگاه بروم و روی کشتی ها هم باشم مبارزه ام را با رژیم شاه رها نمی کنم

من وظیفه ام است، تکلیفم است و آن جمله معروف که اگر فرودگاه به فرودگاه بروم و روی کشتی ها هم باشم مبارزه ام را با رژیم شاه رها نمی کنم.

12 مهرماه سالروز هجرت امام از عراق است؛ واقعه ای که لحظات پر فراز و نشیبی را در دل خود دارد.

به گزارش جماران، مرحوم آیت الله محمدرضا برقعی مدرس در کتاب خاطرات خود هجرت امام از عراق را چنین روایت می کند:

احمد آقا یکی دو روز پس از ملاقات آقای دعایی با سعدون شاکر، ما را جمع کردند و گفتند: رفقا می خواهم صحبتی با هم داشته باشیم. در منزل آقای فردوسی پور جمع شدیم. احمد آقا گفتند: حقیقت این است که امام تصمیم گرفته اند از عراق بروند. تا کویت می رویم و از آن جا ببینیم خدا چه می خواد و نظر آقا کجاست؟ آیا شرایط فراهم می شود که مثلا به سوریه برویم، یا جای دیگر برویم؟ خلاصه گفتند تا کویتش قطعی است. از همه ما خواستند فعلا با کسی صحبت نکنیم تا فضا مشوش نشود. فقط در جریان باشید که چنین برنامه ای هست. بعد هم از جانب امام از حاضران سوال کردند برای رفتن به کویت بهتر است با هواپیما برویم یا زمینی؟ با توجه به ذهنیتی که داشتیم و حساسیت ها و خطرات احتمالی گفتیم بهتر است زمینی بروید. در آن جلسه من بودم و آقایان قاسم پور، سجادی، فاضل فردوسی، روحانی، ناصری، مرحوم املایی و رحمت. البته آقای دعایی از جمع و گروه ما به دنبال تدارک کارها بود و در آن جلسه حضور نداشت. بنا شد کسانی که می خواهند در معیت حضرت امام تا مرز ایشان را همراهی کنند، آماده باشند تا در زمان تعیین شده به سمت کویت حرکت کنیم.

آقای دعایی هم که دنبال تهیه خروجی ویزا رفته بود به واسطه زبر و زرنگی و آشنایی و رفاقتی که با ماموران آن جا داشت، با شوخی و هدیه دادن پسته و آجیل، آن مامور را وادار می کند که به صورت اورژانسی ویزای چند نفر از جمله حضرت امام را آماده و مهر و امضا کند. آقای دعایی ضمن کمک به او در آوردن پرونده ها با شوخی با مامور مذکور برای سرگرم کردن و خنداندن او و پرت شدن حواسش و تعجیل و تسریع در آماده سازی ویزاها، موجبات صدور بی دردسر و سریع و کم هزینه (منظور دردسرهای اداری و امنیتی است) ویزای امام و همراهان را فراهم می کند.

آقای دعایی گفت: چند مشت پسته داخل جیبشان ریختم تا مشغول شوند و بعد پرونده ها را با کمک هم آوردیم و با شوخی هایی که می کردم حواسشان را پرت کردم و بعد صفحات را هم خودم می آوردم که مامور مهر کردن صفحات، نبیند مال چه کسی یا چه کسانی است و می گفتم تو فقط تند تند مهر بزن. آقای دعایی با این ماموران خیلی صمیمی بودند و آن ها به او اعتماد داشتند به همین جهت آن مامور حتی به عکس صاحبان این گذرنامه ها هم نگاه نکرده بود.

ویژگی این ویزاها این بود که قابلیت بازگشت را برای صاحب گذرنامه به عراق داشت و اصطلاحا آن را سمه العوده می گفتند. یعنی با خصوصیت و امکان اجازه بازگشت به عراق. در واقع هم به منزله خروج بود و هم اجازه بازگشت داشت. در کویت هم مرحوم آیت الله سید عباس مهری ویزایی را با عنوان سید روح الله مصطفوی برای حضرت امام گرفته بودند. پس از آماده شدن و تحویل ویزاها، حاج احمد آقا به ما گفتند آماده باشید که فردا صبح بعد از اقامه نماز صبح حرکت می کنیم.

آقای دعایی و آقای رحمت هر کدام ماشینی داشتند و آقایان مهری که از کویت آمده بودند، هم یک ماشین آورده بودند. در آن موقع برای کویتی ها تردد بین کویت و عراق ویزا نمی خواست. خلاصه از جلو درب حرم سوار ماشین ها شدیم و حرکت کردیم. من با ماشین آقای رحمت به همراه سه نفر دیگر از سر کوچه امام سوار شدیم. البته در بین راه آقایان مهری ماشین خود را عوض کردند و حضرت امام نیمی از راه را با یک ماشین و بقیه را با ماشینی دیگر طی کردند و این به لحاظ رعایت جهات ایمنی بود تا مساله ای پیش نیاید. کسانی که بنا بود همراه امام به کویت بروند، آقای فردوسی پور و آقای املایی و حاج احمد آقا بودند که ویزای کویت را داشتند. بقیه بنا بود تا لب مرز برویم و آن ها را بدرقه کنیم و برگردیم.

اطلاع به مسئولین عراق

روز قبل از حرکت، حضرت امام از آقای دعایی می پرسند: این ها در جریان رفتن ما از عراق هستند؟ آقای دعایی در جواب می گوید: نه خیر، در جریان نیستند. من وقتی ویزا گرفتم این ها اصلا متوجه نشدند که ویزا را برای شما و همراهانتان می گیرم. حال به هر نحو شما دستور بفرمایید عمل می کنیم. امام دستور فرمودند که به عراقی ها اعلام کنید که فردا صبح عازم هستیم. وقتی به آن ها اعلام شد، خودشان را رساندند و آماده با یک ماشین سواری و دو ماشین وانت که رویش تیربار یا دوشکا نصب است، جهت مراقبت از امام و همراهانش آمده بودند. صبح ماشین ها حرکت کردند. ابتدا ماشین امام که به هرماه حاج احمد آقا در ماشین برادران مهری بود به رانندگی یکی از مهری ها به راه افتاد و سپس ماشین های نیروهای دولتی و پشت سر آن ها که سه ماشین بودیم، حرکت کردیم. جالب بود که در مسیر حرکت ما به سمت مرز کویت هیچ ماشینی از هر دو طرف دیده نمی شد گویا می خواستند به صورت صد در صد خاطرشان از بابت امنیت امام و همراهانش آسوده باشد. لذا جاده را قرق کرده بودند.

پس از طی مسافتی متوجه شدیم ماموران پلیس ماشین ها را نگه می دارند و به کنار جاده هدایت می کنند تا پس از عبور ما به آن ها اجازه تردد بدهند. و ماشین های پشت جاده هدایت می کنند تا پس از عبور ما به آن ها اجازه تردد بدهند. و ماشین های پشت سر را هم اجازه سرعت و سبقت نمی دادند تا ماشین امام به مرز برسد. در بین راه برای آن که امام و همراهان هم رفع خستگی کنند و هم صبحانه ای میل کنند، در نزدیکی های دیوانیه نگه داشتیم و آبی به سر و صورتمان زدیم.

امام در آن جا برای آن که دست و صورت خود را بشویند، عبای خودشان را به من دادند تا برایشان نگه دارم که عکسش هم اینک موجود است که من با عبای امام در دست در کنار امام که در حال وضو گرفتن و شستن دست و صورت هستند، ایستاده ام.

خلاصه سفره ای انداختیم و جهت صرف صبحانه دور هم نشستیم. در این جا آقای سید جعفر کریمی و مرحوم آقای سید عباس خاتم هم همراه ما بودند، گرچه در آن جلسه قبلی در نجف حضور نداشتند منتها بعدا آن ها هم در جریان قرار گرفتند و در این سفر همراه ما شدند. اما آقای رضوانی در دفتر مانده بودند.

به هر تقدیر، مشغول صرف صبحانه بودیم که دو نفر به ما ملحق شدند: آقایان فاضل فردوسی پور و دکتر ابراهیم یزدی. آقای یزدی شب آمده بود نجف تا با امام دیدار داشته باشد اما چون دیر هنگام بوده با خود می گوید: الآن دیر وقت است و دیدار موجب اذیت حضرت امام می شود. می گذاریم صبح به دیدار ایشان می رویم. لذا به حرم مشرف می شود. در حرم آقای فاضل فردوسی را می بیند. به وی می گوید: من از اروپا آمده ام که خبر از اوضاع و احوال برای دوستان ببرم. من می خواهم با امام دیداری داشته باشم و ببینم امام در چه شرایطی است؟ می خواهند در ادامه روند انقلاب چه کار کنند؟ وظیفه ما چیست و ما باید آن جا چه کار کنیم/

آقای فاضل فردوسی هم می گوید: فعلا آن چه که قطعی است این است که حضرت امام فردا صبح بعد از نماز صبح قرار است از عراق خارج شود و با ایشان قرار می گذارد تا فردا صبح به حرم بیاید و در آن جا امام را ببینند. اما صبح تا این دو نفر همدیگر را پیدا کنند امام و همراهان حرکت کرده بودند و و آن ها هم بالاجبار خودشان به صورت انفرادی به دنبال ما روانه می شوند و اگر برای صرف صبحانه توقف نمی کردیم باز معلوم نبود ماموران اجازه بدهند این ها دنبال ما بیایند و ما را پیدا کنند.

به هر حال این دو نفر هم به جمع ملحق شدند. پس از صبحانه راهی شدیم. کاروان ما از داخل شهرها نمی رفت بلکه از کمربندی می رفت تا کمتر جلب توجه کند. ساعت یازده به بصره رسیدیم. کنار شهر بصره، مدفن زبیر قرار دارد. صحن و سرایی درد و اهل سنت برای آن مکان احترام قائلند و به آن جا جهت زیارت می آیند. در آن جا ماموران ما را به عنوان این که آقا می خواهند تجدید وضو کنند، در مسجدی خلوت نگه داشتند.

پس از تجدید وضو حضرت امام پرسیدند ساعت چقدر است؟ عرض شد یک ساعت به ظهر مانده است. فرمودند: پس نایستیم. چون که بمانیم باید با این ها نماز بخوانیم و شاید ماموران هم خوششان نیاید که الآن توقف کنیم، و لذا بهتر است حرکت کنیم وجای دیگری نماز می خوانیم. خلاصه حرکت کردیم و نماز ظهر و عصر را در مرز کویت و عراق خواندیم. خلاصه حرکت کردیم و نماز ظهر و عصر را در مرز کویت و عراق خواندیم. پس از نماز، آن هایی که بنا بود به همراه امام بروند یعنی آقایان فردوسی پور، املایی، دعایی و دو ماشینی که برادران مهری از کویت آورده بودند، آن پس از خداحافظی و صحبت های همراه با طمانینه و ملاطفت حضرت امام، از مرز گذشتند و به طرف کویت راهی شدند. ایشان در صحبت های خودشان می فرمودند: همان طور که برای شما سخت است از هم جدا شویم، من هم برایم سخت است ولی بالاخره وظیفه است و چاره ای نیست.

ما باید به وظیفه مان عمل کنیم. در اولین فرصتی که من در جایی مستقر شوم ان شاء الله شما هم آن جا خواهید آمد و با هم خواهیم بود. هجرت امام به کویت موجب احساس آرامش ما بود، زیرا ایشان در عراق جانشان در خطر بود و با هجرت به کویت در واقع از این منطقه پر خطر خارج می شدند و این برای امام و ما مغتنم بود. پس از روانه شدند ماشین ها، ما مقداری صبر کردیم تا مطمئن شویم آن ها از مرز کویت وارد آن کشور شده اند و مشکلی برای آن ها به وجود نمی آید. پس از اطمینان از این که آن ها به سلامت از مرز کویت عبور کرده و وارد کویت شده اند، ما نیز بازگشتیم به نجف و نماز مغرب و عشا را در نجف و بیت امام خواندیم.

عدم اجازه ورود به کویت

پس از اقامه نماز در بیت امام به بیت مرحوم سید عبدالهادی شیرازی رفتم. من هر شب به بیت ایشان سر می زدم. در آن جا مرحوم سید مهدی اخوان مرعشی از من پرسید: چه خبر از اوضاع و احوال؟ من اظهار بی اطلاعی کردم. ایشان گفت: من الآن از بی بی سی شنیدم که حضرت امام از عراق رفته اند ولی کویتی ها راه نداده اند و ایشان دو مرتبه به عراق بازگشته اند. گفتم خبر ندارم، واقعا هم خبر نداشتم. و لذا برگشتم منزل و با آقای رضوانی تماس گرفتم و گفتم: جریان چیست؟ آیا این خبر صحت دارد؟ ایشان گفتند بله حاج احمد آقا تماس گرفت و گفت: ما وقتی به مرز کویت رسیدیم گذرنامه ها را دادیم و ماموران آن جا یکی یکی از گذرنامه ها را نگاه کردند تا رسید به نام امام، مقداری نگاه کردند و بعد پرسید: ایشان سید الخمینی هستند؟ گفتیم: بله. ایشان حضرت امام هستند. گفتند: پس تشریف داشته باشید. نشستیم در سالن و آن ها شروع کردند به تماس گرفتن با این جا و آن جا و کسب تکلیف از مقامات. مدتی معطل شدیم، دیدیم خبری نیست. آقای سید عباس مهری هم که به مرز آمده بود، به آن ها می گوید: آقا موضوع چیست؟ این ها از مسئولان مربوطه کویت برای ورود به کویت ویزا گرفته اند، دعوت نامه دارند. چرا معطلشان می کنید؟ گفتند: آقا دست ما نیست.

آقای مهری هم می گوید: تماس بگیرید تا تکلیف ما روشن شود. خلاصه پس از معطلی فروان و تماس های مکرر و پی در پی به ما گفتند متاسفانه مقامات امنیتی اجازه ورود به حضرت امام نمی دهند، حضرت امام فرمودند: به آن ها بگویید ما برای اقامت وارد کویت نمی شویم. ما را بفرستید فرودگاه برای هر جا پرواز بود، به آن جا می رویم. در پاسخ گفتند: ما اصلا نمی توانیم به ایشان اجازه ورود به کشور را حتی به صورت ترانزیت بدهیم. همراهان امام به آن مامور می گویند: ما از عراق خروجی زده ایم و آمده ایم بیرون. حالا دو مرتبه چگونه بازگردیم؟ آن مامور هم گفت: هماهنگی شده و به آن ها اطلاع داده شده است که شما برمی گردید و آن ها در مرز منتظر شما هستند.

به هر تقدیر حضرت امام و همراهان ایشان به مرز عراق برمی گردند و مشاهده می کنند که همان ماموران امنیتی منتظر حضرت امام هستند. مهر ورود را می زنند و وارد خاک عراق می شوند. یکی از مقامات امنیتی می گوید: ما انتظار چنین برخوردی را داشتیم. بالاخره این ها کشورهای مرتجع عرب هستند و تحت سیطره و نفوذ شاه ایران می باشند. برگردید به عراق؛ بیت خودتان؛ این جا منزل شماست. ما که نمی خواهیم شما در عراق نباشید، فقط می خواهیم ضوابط و مقرراتی که مورد خواست مسئولان رده بالای کشور است، از جانب شما رعایت شود. حضرت امام در پاسخ فرموده بودند ما یک شب در جایی، هتلی، مسافرخانه ای می مانیم و شب را استراحت می کنیم بعد عراق را ترک می کنیم. حضرت امام با ماموران عراقی مستقیما و مشافها صحبت نمی کردند بلکه به آقای دعایی و حاج احمد آقا می گفتند و آن ها به عراقی ها منتقل می کردند.

خلاصه از مرز حرکت می کنند و به بصره می رسند. در آن جا هتل یا مسافرخانه ای به نام فندق شط العرب بود که جای مناسبی بود. شب را در آن جا می مانند. در آن هتل یا مسافرخانه، افراد حاضر مشورت کرده و با هم صحبت و مذاکره می کنند که حالا چه کار کنیم؟ برخی پیشنهاد دادند که با هواپیما به سوریه برویم ولی عده ای دیگر می گفتند از همین جا مستقیما برویم پاریس. سفر به این دو کشور (سوریه و فرانسه) ویزا نمی خواست. کسانی که پیشنهاد فرانسه و پاریس را داده بودند، معتقد بودند سوریه هم مانند کویت است. زیر سلطه و سیطره ایران و حکومت پهلوی است. به همین دلیل ممکن است آن ها هم با اشاره حکومت ایران برخورد نامناسبی با امام بکنند و صلاح نیست به آن جا برویم و باید مستقیما به فرانسه برویم. حال از آن جا تصمیم می گیریم. حضرت امام هم همین را تائید می کنند و می فرمایند: این جوری بهتر است.

شب را در آن هتل یا مسافرخانه بودند و مقرر می گردد که فردا صبح با هواپیما بیایند به فرودگاه بغداد و برای پاریس بلیط هواپیما بگیرند. صبح وقتی به فرودگاه بغداد می رسند، ابتدا در هتلی در نزدیکی های فرودگاه مستقر می شوند. ماموران می پرسند: شما برنامه تان چیست؟ و چه کار می خواهید بکنید؟ اگر با پرواز عراقی بخواهید به پاریس بروید امنیت شما تا پاریس با ماستت اما اگر با ایرفرانس بخواهید پرواز کنید، نهایتا تا پای هواپیما امنیت جان شما با ماست و در خدمتیم اما بقیه راه را ما ضامن نیستیم.

لازم به ذکر است که تمام این مذاکرات و گفت و گوها در کمال ادب و متانت برگزار می شود. وقتی این مطلب به اطلاع امام می رسد، امام می فرمایند: ما با پرواز عراقی می رویم، بلیط را با پرواز عراقی بگیرید. پس از تهیه بلیط و تائید شدن آن، ماموران عراقی به همراهان امام گفته بودند ما به دلیل آن که برخی مسافران را نمی شناختیم به دلیل رعایت جهات امنیتی، بلیط آن ها را کنسل کردیم و هواپیماهای دیگری را برایشان رزرو کردیم تا خطرات سفر برای حضرت امام به صفر برسد. البته ما بعدا شنیدیم که علی الظاهر برخی توطئه کرده بودند که با معطل کردن امام در مرز کویت و نیز هنگام بازگشت ایشان از مرز کویت به مرز عراق، طی یک برنامه آدم ربایی توسط هلی کوپتر ایشان را بربایند. اما مقامات عراقی نپذیرفته بودند و در این قضیه هم نگران همین مطلب بودند. لذا بلیط کسانی را که نمی شناختند کنسل کرده بودند تا امنتیت جان امام در این سفر به طور کامل تامین شود.

جالب است که در پای پله های هواپیما در فرودگاه بغداد که امام می خواستند سوار هواپیما شوند و عراق را ترک کنند، ماموران عراقی به ایشان گفته بودند این جا خانه دوم شماست، کشور دوم شماست. حق میهمانی بر ما دارید. ما دوست داریم در این جا بمانید. مقامات همه دلشان می خواهد بمانید. ولی در مساله فعالیت های سیاسی، دولت عراق با دولت ایران پیمان عدم اجازه فعالیت مخالفان سیاسی در خاکشان را امضا کرده اند.

حضرت امام در پاسخ فرموده بودند: نه. من وظیفه ام است، تکلیفم است و آن جمله معروف که اگر فرودگاه به فرودگاه بروم و روی کشتی ها هم باشم مبارزه ام را با رژیم شاه رها نمی کنم.





  تعداد بازديدها: 97


 
نظرات خوانندگان:
 

نظرات حاوي توهين، افترا، تهمت و نيش به ديگران منتشر نمي‌شود.

نام:
پست الکترونيک:
متن پيام:


 
آخرين اخبار و مطالب 
اولین تصاویر ادعایی "جیش العدل" از مرزبان ایرانی (+عکس)
وزارت کشور: مرزبانان ربوده‌شده در سلامت کامل اند
المیادین:
کنسول عربستان ممنوع الخروج بود اما پس از تماس ملک سلمان با اردوغان از ترکیه خارج شد / آنکارا معامله سودآور با ریاض را به خسارت‌های مشاجره درباره خاشقجی ترجیح می‌دهد؟ / آیا سرنوشت بن‌سلمان دست اردوغان است؟
مشاور اردوغان: سعودی‌ها ما را به سخره گرفتند/ توضیحات عربستان ابهامات را در قتل قاشقچی بیشتر کرد
وزیر انرژی عربستان:
کاهش صادرات نفت ایران را نمی‌توانیم جبران کنیم
سپاه:
ممکن است برخی مرزبانان ربوده شده جیش‌العدل وسط راه فرار کرده باشند
لوبلاگ:
اروپا باید به سرعت به تحریم‌های جدید آمریکا واکنش نشان دهد / اگر برجام از بین برود، این اروپاست که در صحنه بین المللی تحقیر می‌شود / اروپایی‌ها باید خط قرمز روشنی برای ترامپ ترسیم کنند / شرکت‌های اروپایی باید اطمینان یابند خسارات ناشی از تجارت با ایران، یک مساله ‏دیپلماتیک است و جبران می‌شود
ظریف:
هم نفتمان را می‌فروشیم، هم اقتصادمان را حفظ می‌کنیم/ بازگشت آمریکا به توافق هسته‌ای و لغو تحریم‌ها، راه را برای مذاکره هموار می‌کند
المانیتور:
پیام مهم قربانی کردن «العسیری» در ماجرای قتل خاشقجی چیست؟ / منابع آگاه: مقامات سعودی نگران نقشه هایی برای برکناری خشونت آمیز بن سلمان هستند
فشار اروپا بر عربستان سعودی به دلیل قتل خاشقجی تشدید می شود/ قطع صادرات سلاح به ریاض
یادداشتی از: محمود سریع القلم
ترس و توسعه نیافتگی
عضو کمیسیون فرهنگی مجلس:
واگذاری سرورهای اینترنت به نیروهای مسلح برآیند خوبی ندارد/ بعید است نمایندگان مجلس به چنین چیزی رأی دهند
در ابتدای جلسه‌ی درس خارج فقه بیان شد:
سخنان مهم رهبر انقلاب درباره شفافیت مسئولین با مردم و عدم پنهان‌کاری/ این شفّافیّتی که حالا سر زبانها است که «آقا شفّاف، شفّاف»، در کلام امیرالمؤمنین است/ مسئولان جز در موارد نظامی، امنیتی و اموری که با دشمن مقابله داریم، باید شفاف باشند
با حضور خانم شیرین نوشیروان
نمایشگاه آیینی آثار خوشنویسی و نقاشیخط "نی ناله"
وسایل مورد نیاز جهت پیاده روی اربعین حسینی
عزم جدی مشتریان برای خرید نفت از ایران
قاچاق اعضای بدن کودکان بی‌هویت در ایران
بیانیه دولت درباره اظهارات ادامه‌دار کریمی قدوسی
گزارش نیویورک تایمز از اوضاع دربار سعودی پس از بحران قتل خاشقجی؛
ممکن است ملک سلمان برخی اختیارات پسرش را محدود کند / مخالفان بن سلمان، به احمد بن عبدالعزیز، برادر پادشاه امید بسته اند؛ حتی برخی در اینترنت با او بیعت کردند / تحریم سعودی ممکن است عربستان را به آغوش ایران بیندازد / پیام فرستاده ملک سلمان به ترکیه پس از بازگشت: جان سالم به در بردن از این ماجرا بسیار دشوار است
وزیر خزانه‌داری آمریکا: به خریداران نفت ایران معافیت می‌دهیم /بانک هایی را برای انجام مبادلات مالی مربوط به خرید کالاهای بشردوستانه با ایران مشخص می کنیم

آرشیو همه مطالب


 
پربازديدها 
با حضور خانم شیرین نوشیروان
نمایشگاه آیینی آثار خوشنویسی و نقاشیخط "نی ناله"
باب استغفار " جدیدترین غزل سروده ی علی اکبر پورسلطان (مهاجر) "
پیام تسلیت وزیر اطلاعات در پی درگذشت سید ابوالقاسم شجاعی
روابط عمومی کل سپاه:
طراح اصلی حادثه تروریستی اهواز کشته شد
استواری باور " جدیدترین غزل سروده ی علی اکبر پورسلطان (مهاجر) "
در لولکدان میرجاوه رخ داد؛
ربوده شدن 14 تن از نیروهای بسیجی و هنگ مرزی
پوستر:
امام خمینی (ره): محرم و صفر است که اسلام را زنده نگه داشته است
خاطرات دختر امام (س) از دوران کودکی، دستگیری امام، شهادت برادر، پیروزی انقلاب، نگرانی امام از وضع زندانیان، پذیرش قطعنامه 598، عزل آیت الله منتظری و ... در کتاب «گذر ایام»
جهانگیری:
موضوع اقتصادی تنها دلیل به وجود آمدن شرایط امروز نیست/ جامعه به دنبال نشاط سیاسی است/ مسئله اصلی و مهم کشور این است که دچار فرسایش سرمایه های کشور شدیم
فتاح:‌
همه موظفیم به دولت روحانی کمک کنیم/ 29 مهر دولت سبد حمایتی خود را بین اقشار کم درآمد توزیع می کند
یادداشتی از: حجت الاسلام هادی سروش
به بهانه یادداشت علی مطهری در مورد مناسبت هفتم صفر
کنسول عربستان در استانبول برکنار شد/ روزنامه سعودی تکذیب کرد
حدیثی از رسول مکرم اسلام (ص) در باب جمعه
روش جدید برای مقابله با کاهش شنوایی
یادداشتی از: عبدالرحیم اباذری
باید صداها را تعدیل کرد!
انتقاد علی مطهری از حذف مناسبت ولادت امام موسی کاظم(ع) و جایگزین کردن شهادت با آن در هفتم صفر
مرز خسروی برای اربعین باز نمی شود
عکس:
کرامت واقعی
رسانه‌های سوری:
آمریکا در سوریه تروریست استخدام می‌کند
دستگیری بیش از 15 متخلف در شهرداری همدان/ جرم: رشوه و جعل اسناد


 
آمار بازديد از سايت 
تعداد بازدید امروز: 6832
تعداد بازدید دیروز: 11488
بازدید کل: 23745813
مشاهده آمار کامل
تمامي حقوق براي هيئت انصارالخميني (ره) محفوظ است.