بايد كوشش كنيم كه در اين ماه مبارك رمضان كه بر ما گذشت، اگر حالي پيدا شد، اين حال را تا ماه رمضان ديگر نگه داريم. حضرت امام خميني قدس سره الشريف صحيفه امام، ج 20، ص 53 ************ نگذاريد پيشكسوتان شهادت و خون در پيچ و خم زندگي روزمره خود به فراموشي سپرده شوند. حضرت امام خميني قدس سره الشريف صحيفه امام، ج 21، ص 93 ************ من در ميان شما باشم و يا نباشم، به همه شما وصيت و سفارش مي‌کنم که نگذاريد انقلاب به دست نااهلان و نامحرمان بيفتد. حضرت امام خميني قدس سره الشريف صحيفه امام، ج 21، ص 93 ************ پيامبر اسلام نيازي به مساجد اشرافي و مناره‌هاي تزئيناتي ندارد. پيامبر اسلام دنبال مجد و عظمت پيروان خود بوده است که متأسفانه با سياست‌هاي غلط حاکمان دست‌نشانده به خاک مذلت نشسته‌اند. حضرت امام خميني قدس سره الشريف صحيفه امام، ج 21، ص 80 ************ پيغمبر اسلام تمام عمرش در امور سياسي بود، تمام عمرش را صرف كرد در سياست اسلامي، و حكومت اسلامي تشكيل داد. حضرت امام خميني قدس سره الشريف صحيفه امام، ج 15، ص 11 ************ امام به همه فهماند که انسان کامل شدن، علی وار زیستن و تا نزدیکی مرزهای عصمت پیش رفتن افسانه نیست. مقام معظم رهبری ************ راه ما راه امام خمینی است و در این راه با همه قدرت و قاطعیت خود حرکت خواهیم کرد. مقام معظم رهبری

 

 

 

 
تاريخ انتشار: 28 شهريور 1390 ساعت 21:05:30
زندگي نامه حضرت ابوذر سلام الله عليه

ابوذر غفاری که نام اصلیش جُندَب بود، یکی از یاران بزرگ پیامبر اسلام(ص) به شمار می‌رفت. پدرش جُناده و مادرش رَمله و از قبیله غفار بودند. ابوذر از دانشمندان و سابقین به اسلام و چهارمین یا پنجمین کسی بود که اسلام آورد. حضرت محمد(ص) همیشه او را صدیق امت و شبیه عیسی بن مریم(ع) در زهد و پاکی می دانست و مرحوم صدوق نیز از حضرت رضا(ع) روایت کرده است که پیامبر(ص) فرمود: ابوذر، راستگوی این امت است.

 

ابوذر بیشتر اوقات، در حال تفکر و اندیشه بسر می برد. طایفه اش یکی از طوایف بیابانی اعراب بود که شغل بیشتر آنها بیابان گردی و چپاول کاروانیان بود و مانند همه طوایف اعراب به پرستش بت ها سرگرم بودند.

 

ابوذر هرگز در پیشگاه سنگ و چوب ساخته دست بشر، کرنش و بندگی نکرد و به خاطر همین، در میان قبیله اش همیشه مورد خشم بود. او هیچگاه از ملامت و آزار اهل قبیله خود نهراسید و ناراحتی های درونی و تهدید بت پرستان و ستمگران، او را از پای نینداخت. ابوذر بهترین راه مبارزه با ظلم و ستم را در تشکل و دسته جمعی بودن مبارزات می دانست و پس از چندی در میان اصحاب صفّه جای گرفت. اصحاب صفّه به کسانی گفته می شد که از افراد غریب و بی پناهی تشکیل می شدند که زندگی آنها با فقر و مسکنت می گذشت و با وجود شرایط طاقت فرسای زندگیشان، از نثار خون خود در راه اسلام باکی نداشتند. ابوذر، درس خداشناسی را ابتدا از طبیعت آموخت سپس در محضر پر فیض پیامبر اکرم(ص) آن را به عالی ترین درجه خود رساند. سرانجام در ربذه در سال 32 هجری قمری وفات یافت.

 

 

ابوذر در آغاز بعثت رسول خدا(ص)، در میان قبیله خود علناً با بت پرستی مبارزه می کرد و داستان او با بت پرستی مانند داستان ابراهیم خلیل(ع) بود. ابوذر همه چیز را فراموش کرده بود و فقط به یک چیز می اندیشید که آن، خدای بزرگ بود و از غیر او دوری می جست. هنگامی که آوازه بعثت و رسالت محمد(ص) زبان به زبان می گشت. بیچارگان و محرومان جزیره عربستان با شادی خاصی گوش به این اخبار تازه فرا می دادند تا این که این ندای جان بخش به گوش ابوذر رسید و او را از وضع جدید مکه مطلع ساخت و مطمئن شد که در مکه مردی ادعای رسالت می کند و به خداوند یکتا اعتقاد دارد و نامش محمد(ص) است و دریافت که با وجود آزارهای اشراف مکه، عده ای از محرومین و زحمتکشان می خواهند به او بگروند ولی از ترس قدرتمندان مکه نمی توانند عقیده خود را آشکار سازند. ابوذر از این خبر بسیار خوشحال شد و هنگامی که برادرش انیس هم از مکه و رسالت پیامبر(ص) برایش خبرهای جدیدی آورد، تصمیم گرفت هر چه زودتر به مکه برود و خود را به پیامبر(ص) برساند...

 

ابوذر در مکه سه روز مهمان علی(ع) بود و ماجرای خود را با ایشان در میان گذارد و بالاخره به همراه آن حضرت به دیدار پیامبر(ص) شتافتند. سخنانی میان پیامبر(ص) و ابوذر رد و بدل شد و از گذشته هایش و رنج هایی که کشیده بود، برای پیامبر(ص) سخن گفت و خود را برای هرگونه فداکاری و جانبازی آماده کرد و خواستار قبول اسلام شد، آنگاه پس از این که ابوذر به یگانگی خداوند و رسالت محمد(ص) شهادت داد، پیامبر(ص) به او سفارش نماز کرد و گفت مواظب باش اسلام خود را مخفی بداری تا از گزند و آزار این مردم در امان باشی. ابوذر در جواب پیامبر(ص) گفت به خدا سوگند که ایمانم را نسبت به تو از هیچ قدرتی پنهان نخواهم کرد. از آن پس مردم را دور خود جمع می نمود و از آئین راستین خداپرستی و کیش محمد(ص) و مبارزه با ستمگران مکه سخن می راند. چندی بعد، پیامبر(ص) ابوذر را مأمور تبلیغ در میان قوم خود کرد و او را به میان قبیله اش فرستاد و در نتیجه تلاش ابوذر در دعوت مردم قبیله اش به دین اسلام، خفاف(رئیس قبیله غفار) نیز در ردیف مسلمین قرار گرفت.

 

هنگامی که ابوبکر خود را خلیفه پیغمبر(ص) معرفی کرد، دوازده نفر از صحابه پیامبر(ص) تصمیم گرفتند به او اعتراض نمایند، هر یک به نوبه خود سخنانی گفتند تا آنکه ابوذر برخاست و گفت: ای جماعت قریش، خلاف بزرگی را مرتکب شدید و قرابت و نزدیکی رسول اکرم(ص) را رعایت نکردید، به خدا سوگند گروهی از عرب به واسطه این عمل از دین خارج می شوند و گروهی هم متزلزل خواهند شد. اگر خلافت را در خاندان پیامبر(ص) قرار می دادید، هرگز اختلاف در میان مسلمانان رخ نمی داد. شما همه می دانید و مردم صالح نیز گواهند که پیامبر(ص) فرمود: خلیفه پس از من علی ابن ابی طالب(ع) و پس از او پسرانم حسن و حسین(ع) می باشند و پس از آنان نیز خلافت در میان ذریه و نسل من خواهد بود، شما گفته پیامبر(ص) را پشت سر انداختید و عهد و وصیت او را فراموش کردید.

 

به تحقیق می توان گفت یگانه علت این که عثمان، ابوذر را تبعید نمود، حق گویی و صراحت بیان او بوده و این مطلب از تاریخ زندگی ابوذر به دست می آید. دلیل عمده ای که باعث اعتراض ابوذر به عثمان می شد، بخشش ها و اسراف های بی حد و حساب عثمان به بستگان و خویشاوندانش بود که اطراف وی را گرفته بودند.

 

عثمان که نمی توانست ابوذر را با تهدید و تطمیع از اعتراض باز دارد و روز بروز فعالیت و اعتراضات وی نسبت به دستگاه حکومت عثمان، افزایش می یافت، تصمیم گرفت ابوذر را به شام تبعید کند تا بدین وسیله ابوذر را از ادامه فعالیت هایش باز دارد.

 

 ابوذر پس از تبعید به شام نیز دست از سخنرانی و دعوت مردم به پیروی از خاندان پیامبر(ص) و افشاگری نسبت به حکومت عثمان برنداشت و همواره مردم را راهنمایی و ارشاد می نمود تا اینکه سخن چینان، فعالیت های او را به گوش معاویه رساندند و معاویه هم به عثمان نوشت: اگر به مردم این سامان احتیاج داری، ابوذر را نزد خود بخوان و گرنه مردم را علیه تو می شوراند. عثمان هم طی نامه ای دستور داد تا ابوذر را بر شتری بدون روپوش نزد او بیاورند.

 

پس از مراجعت ابوذر از شام، عثمان مدتی مردم را از تماس با او منع کرد و سرانجام وی را به منطقه خشک و دورافتاده ربذه تبعید نمود و دستور اکید داد که هیچ کس حق ندارد ابوذر را هنگام رفتن، بدرقه کند ولی با وجود این دستور، هنگامی که او برای خداحافظی با یاران ایستاده بود، حضرت علی(ع) و عقیل و عمار یاسر با او درد دل کرده و خداحافظی گرمی نمودند و حضرت علی(ع) ابوذر را مشایعت و همراهی کرد.

 

در ربذه آفتاب گرم و سوزان هم چنان طلوع و غروب می کرد و ابوذر به همراه فرزند و همسرش با گرسنگی و تشنگی به سر می بردند. سحرگاهان هنگامی که هنوز ظلمت و سکوت، ریگستان ربذه را فراگرفته بود، ابوذر با آهنگ ضعیفی تکبیر می گفت و خداوند بزرگ را ستایش می کرد. در گوشه و کنار این صحرای سوزان، وجود علف هایی توانست زندگی این خانواده شریف را تا چندی ادامه دهد، ولی علف ها نیز تمام شد. آخرین امید آنها که بزی بود، در اثر نبودن آب و گیاه تلف شد.

 

آخرین راز و نیاز ابوذر با ضعف و ناتوانی پایان یافت. او همسرش را مخاطب قرار داد و گفت: هم اکنون آخرین لحظات عمرم را می گذرانم، گروهی از دوستان عزیزم از این بیراهه گذر خواهند کرد، بر سر راه آنان بایست، هرگاه صدای زنگ کاروان آنها را شنیدی جلو برو و به آنان بگو اینجا جایگاه ابدی ابوذر است ... به خاطر خدا او را از زیر شن های گرم ربذه مدفون سازید. به آنها بگو بر من نماز بگذارند و از خداوند برایم طلب آمرزش کنند...

 

 از همسر ابوذر نقل شده است که: چون آثار مرگ بر ابوذر ظاهر شد، من شروع به گریه کردم. ابوذر پرسید چرا گریه می کنی؟ گفتم چگونه گریه نکنم که در این بیابان کفنی ندارم تا ترا با آن کفن کنم؟ گفت: گریه مکن. هنگامی که مُردم، روی مرا بپوشان و در کنار راه منتظر جمعیتی باش که از این راه می گذرند. آنان مرا دفن خواهند کرد. سپس گفت: روزی من و عده ای در خدمت پیامبر(ص) بودیم. حضرت رو به ما کرد و گفت: یکی از شماها در بیابانی از دنیا خواهد رفت و جمعیتی از مؤمنین بر جنازه او حاضر خواهند شد. همه آنهایی که در آن مجلس با من بودند، در میان شهر و روستایی از دنیا رفتند و غیر از من کسی نماند و آن منم که در بیابان خواهم مرد.

 

 در همین اثنا صدای زنگ قافله ای مرا متوجه کرد. به کنار راه رفتم. جمعیتی آمده و از من پرسیدند ای زن در این بیابان چه می کنی؟ گفتم مردی از مسلمانان در این بیابان از دنیا می رود، او را کفن کنید و بر او نماز بگذارید. گفتند او کیست؟ گفتم: ابوذر غفاری. گفتند: آه! پدر و مادرمان فدای ابوذر. همگی عنان اسب ها را برگرداندند، پیاده شدند و خود را به ابوذر رساندند. ابوذر به آنها گفت: بر شما مژده باد که پیامبر خدا(ص) شما را یاد کرده و از امروز به شما خبر داده، بدانید اگر لباسی داشتم که وسعت داشت، حتماً آن را کفن می کردم. شما را به خدا سوگند می دهم کسی که امیر یا رئیس جمعیتی است یا نامه رسان است، مرا دفن نکند.

 

جوانی از میان آنان گفت: من دو جامه در خرجینم دارم که مادرم آن را بافته است و یک جامه هم در بر دارم. ابوذر گفت پس تو مرا کفن کن.

 

ولی برخی از مورخین و محدثین از جمله حاج شیخ عباس قمی نوشته اند که: همسر ابوذر و هم چنین ذر فرزند او قبل از وی در همان ربذه در حال تبعید، از دنیا رفتند، و داستان وفات ابوذر را از زبان دختر او نقل می کنند و می گویند کاروان عراق وقتی به ربذه رسید که ابوذر از دنیا رفته بود و دختر او کاروانیان را از وفات پدرش خبر داد.

 

در هر صورت، هنگامی که ابوذر از دنیا رفت، اهل کاروان او را غسل داده و کفن نمودند و ابن مسعود، یا مالک اشتر بر جنازه وی نماز خواند سپس ابوذر را در همانجا دفن کردند و فرزندش را با خود به مدینه بردند. وفات ابوذر را در سال 32 هجری قمری ذکر کرده اند.

 

 تلخيص از كتاب : زندگي نامه ابوذر غفاري، سید جعفر شهیدی

 

  *استفاده از اين مطلب بدون ذكر نشاني سايت جايز نيست *


 
نظرات خوانندگان:

نظرات حاوی توهین، افترا، تهمت و نیش به دیگران منتشر نمی‌شود.

نام:
پست الکترونیک:
متن پیام:
تصویر امنیتی:
 

22 فروردين 1393   
بیانلو
سلام مطلبی کامل وخوب بود اگه میشه تفسیر و شرحی از خطبه 130 نهج البلاغه که در مورد ایشان است بر روی سایت قرار هید . ممنون

30 دي 1392   
علی قنبری
من برای تحقیقات مدر سه استفاده کردم و لذت بردم از دست اندر کاران ممنون هستم

30 دي 1392   
علی قنبری
خییییلی خیلی و واقعتا متشکرم از این مطالب

02 آذر 1392   
ساغر
مطالبتون عالي بود براي تحقيق استفاده كردم.

22 مهر 1392   
محمد
سلام خدا و رسول خدا بر حضرت ابوذر غفاری یار راستین حضرت محمد و خلیفه اول مسلمین امیرالمومنین حضرت علی علیه السلام

07 مهر 1392   
bita
سلام خیلی خیلی ممنون از مطلبتون... از مطلبت برای تحقیق استفاده کردم واقعا ب دردم خورد باز هم ممنون:)

26 تير 1392   
زهرا
سلام ودرود خدا بر رسول خدا و ابوذرغفاری و صحابه رسول الله من از کودکی ارادت خاصی به حضرت ابوذر دارم امیدوارم در آخرت شفیع ما باشد

20 تير 1392   
زهرا
از مطالبتون برای تحقیق استفاده کردم. خیلی خوب بود.

08 خرداد 1392   
محمد مهدی
درود خدا وپیامبرش بر روح بزرگ ابوذر غفاری براستی که از اصحاب رسول الله و امیر مومنان و از صدیقان امت بود

30 مهر 1391   
asal
مطالب کامل وجامع بوددستتون درد نکنه.از ااین مطالب برای تحقیق درسی به کار بردم باز هم ممنون


 
آخرين اخبار و مطالب 
کعبه؛ هدف بعدی تروریست های داعش
عضو كميسيون صنايع مجلس: قيمت خودرو كاهش مي‌يابد نرخ‌هاي جديد به زودي اعلام مي‌شود
سهم ارتجاع عرب در جنايات غزه
جنگ كلامي ميان طرفداران ملا عمر با داعشي‌ها
نقش اخوان المسلمین در اعزام تروریست به سوریه
اشتباه عجیب امام جماعت اماراتی در نماز عید فطر
حماس از حزب‌الله درخواست کمک کرد
بیانیه آیت الله مکارم شیرازی درباره اوضاع حساس عراق /فصل الخطاب،نظر آیت الله العظمی سیستانی است
یک ددمنشی دیگر"داعش" ازدواج با کودکان را آزاد کرد!
امسال دل مردم برای سریال‌های رمضان نتپید
هراس و سردرگمی سران عرب از نامه مهم سردار سلیمانی /الرای الیوم: مرد قدرتمند ایران مزدوران اسرائیل را تهدید کرد /ایرانی‌ها اگر حرفی را زدند به آن عمل می‌کنند
واکنش‌ گردان‌های القسام‌ به‌ نامه‌ سردار سلیمانی /مقاومت هرگز از حتی یک فشنگ خود هم صرف‌نظر نمی‌کند
دعوت کاردار سفارت نیجریه به وزارت خارجه درباره حوادث روز قدس
علی لاریجانی: اهل بصیرت بودن فقط لقلقه زبان نیست/جریان متحجر داخل امت اسلامی به کشتار مسلمانان افتخار می کند/ اگر مرد هستید مقابل اسرائیل و آمریکا بایستید
اسرائیل: حماس در زیر غزه یک شهر ساخته است!
مردم فلسطین، دغدغه مهم امام خمینی(ره)/ فاضل میبدی
امام و «حجتیه»/ رسول منتجب نیا
«جهاد نکاح، تجاوز است»
حماس: آمریکا در قتل کودکان غزه شریک است
شنود تلفن‌های سفارت ایران در ترکیه فاش شد


 
پربازديدها 
گاف جنجالی «ماه عسل»؟
افرادي با لباس‌ها و سرو وضعي شبيه تكفيري‌ها در حاشيه شهرها به ويژه در مركز استان اردبیل! و تکذیبیه
نظر مولوي عبدالحميد امام جمعه اهل سنت مسجد مكي زاهدان درباره داعش+تکذیبیه
چرا اينقدر نگرانيد؟ پاسخ مطهري به مقاله دوم سيد حميد روحاني
دعای روز بیست و نهم ماه مبارک رمضان
خالد مشعل: جنگ، امشب یا فردا تمام می‌شود
دعای روز سی ام ماه مبارک رمضان
زمان توبه جوانی است نه پیری
آنچه باید درباره زکات فطره بدانید
چگونگی پیدایش وهابیت و دلیل خطرناک بودن این فرقه چیست؟
مناجات حضرت زین العابدین و سید الساجدین امام سجاد(ع) در وداع با ماه مبارک رمضان
پیش بینی ستاد استهلال عربستان
عید آمد " قصیده ای بمناسبت حلول ماه شوّال سروده ی علی اکبر پورسلطان (مهاجر) "
درسی از امام خمینی(س)/ امیدواریم که از فیض ماه مبارک و فیض عید ماه مبارک -که عید وصال است- ما هم حظّى ببریم
داعش: کوتاه کردن مو و ریش حرام است!
عکس/حضور حجت الاسلام سید حسن خمینی، آیت الله شاهرودی، آیت الله مقتدایی و... در نماز جمعه روز قدس - قم
عکس/خلاقیت و ابتکار اصفهانی در روز قدس
یاد و خاطره ی شهید والامقام مجید قباد گرامی باد
فتوای خاخام اسرائیلی: حق این را داریم تمام غزه را نابود کنیم!
استراليا در معرض خطر تروريسم تكفيري


 
آمار بازديد از سايت 
تعداد بازدید امروز: 467
تعداد بازدید دیروز: 6555
بازدید کل: 1690453
مشاهده آمار کامل
تمامي حقوق براي هيئت انصارالخميني (ره) محفوظ است.