مقام معظم رهبری: به گفتار امام و کردار امام اهتمام بورزید ********** امام خمینی(ره): ان شاء الله ما اندوه دلمان را در وقت مناسب با انتقام از امریکا و آل سعود برطرف خواهیم ساخت و داغ و حسرت حلاوت این جنایت بزرگ را بر دلشان خواهیم نهاد 1367/4/29 **********امام خمینی(رحمة الله علیه) : حکومت آل سعود، این وهابیهای پست بیخبر از خدا بسان خنجرند که همیشه از پشت در قلب مسلمانان فرو رفته‌اند 1366/5/12 ********** امام خمینی (ره) شهادت در راه خدا مسئله ای نیست که بشود با پیروزی در صحنه های نبرد مقایسه شود، مقام شهادت خود اوج بندگی و سیر و سلوک در عالم معنویت است********** امام خمینی (ره): ما تابع امر خداییم، به همین دلیل طالب شهادتیم و تنها به همین دلیل است که زیر بار ذلت و بندگی غیر خدا نمی رویم************ امام خمینی(ره) ”من برای آنکه شما جوانان شایسته ای هستید، علاقه دارم که جوانی خود را در راه خداوند و اسلام عزیز و جمهوری اسلامی صرف کنید تا سعادت هر دو جهان را دریابید.„ ********** حُسنُ الخلاقِ یُدِّرُ الرزاقَ وَ یونِسَ الرِّفاقَ؛ خوش اخلاقى روزى ها را زیاد مى کند و میان دوستان انس و الفت پدید مى آورد. «نهج الفصاحه، ح 781» ************امام خمینی(س) علم همراه تهذیبِ نفس است که انسان را به مقام انسانیت می رساند .هم در علم کوشا باشید و هم در عمل و هم در تهذیب اخلاق ********** بايد مسائل اسلامي حل بشود در اينجا و پياده بشود. بايد مستضعفين را حمايت بكنند، بايد مستضعفين تقويت بشوند حضرت امام خميني قدس سره الشريف صحیفه امام – جلد 6 – صفحه 461 ************ اهمیّت فضای مجازی به انداره ی انقلاب اسلامی است "مقام معظم رهبری" ************* آن کسی قلمش قلم انسانی است که از روی انصاف بنویسد. امام خمینی (ره) ***********همان طوري که در سابق عمل مي‌شد، روضه‌خواني بشود، مرثيه گفته بشود، شعر و نثر در فضايل اهل بيت و در مصائب آنها گفته بشود. حضرت امام خميني قدس سره الشريف صحيفه امام – جلد 15 – ص 332 ************ نگذاريد پيشكسوتان شهادت و خون در پيچ و خم زندگي روزمره خود به فراموشي سپرده شوند. حضرت امام خميني قدس سره الشريف صحيفه امام، ج 21، ص 93 ************ من در ميان شما باشم و يا نباشم، به همه شما وصيت و سفارش مي‌کنم که نگذاريد انقلاب به دست نااهلان و نامحرمان بيفتد. حضرت امام خميني قدس سره الشريف صحيفه امام، ج 21، ص 93 ************ پيامبر اسلام نيازي به مساجد اشرافي و مناره‌هاي تزئيناتي ندارد. پيامبر اسلام دنبال مجد و عظمت پيروان خود بوده است که متأسفانه با سياست‌هاي غلط حاکمان دست‌نشانده به خاک مذلت نشسته‌اند. حضرت امام خميني قدس سره الشريف صحيفه امام، ج 21، ص 80 ************ پيغمبر اسلام تمام عمرش در امور سياسي بود، تمام عمرش را صرف كرد در سياست اسلامي، و حكومت اسلامي تشكيل داد. حضرت امام خميني قدس سره الشريف صحيفه امام، ج 15، ص 11 ************ امام به همه فهماند که انسان کامل شدن، علی وار زیستن و تا نزدیکی مرزهای عصمت پیش رفتن افسانه نیست. مقام معظم رهبری ************ راه ما راه امام خمینی است و در این راه با همه قدرت و قاطعیت خود حرکت خواهیم کرد. مقام معظم رهبری

 

 

 

تاريخ انتشار: 26 شهريور 1390 ساعت 20:03:52
زندگي نامه ميثم تمار سلام الله عليه

میثم، فرزند یحیی بود. از سرزمین «نهروان‏» که منطقه‏ای میان عراق و ایران است. بعضی او را ایرانی و از مردمان فارس دانسته‏اند; او را «ابو سالم‏» هم می‏خواندند.

 

ابتدا، غلام زنی از طایفه «بنی اسد» بود. حضرت علی(ع) او را از آن زن خرید و آزادش کرد (1) .میثم، از اصحاب پیامبر به شمار آمده است (2) . هرچند از جزئیات زندگی او درسالهای نخستین حیاتش و در روزگار صدراسلام، اطلاع‏مبسوط در دست نیست. لقب «تمار» (خرما فروش) راهم ازآن جهت‏به او می‏گفتند، که در کوفه خرمافروش بود.

 

میثم تمار، علاوه بر آن که خود، مسلمانی فداکار و پاک و شیعه‏ای وفادار و خالص بود، خاندانش نیز از رجال و بزرگان‏شیعه بودند. میثم، شش پسر داشت و نوه‏هایی بسیارکه بطور عمده، آنان هم همچون پدر در صراط مستقیم حق و تبعیت از اهل‏بیت و اعتقاد به ولایت و رهبری امامان معصوم بودند و بیشتر آنان در شمار راویان احادیث ائمه یادشده‏اند. ائمه شیعه هم به میثم و فرزندانش اظهار محبت‏وعلاقه کرده و از آنان تجلیل می‏کردند. پسران میثم، عبارت بودند از: عمران، شعیب، صالح، محمد، حمزه و علی.

.

آشنایی میثم با علی(ع)

حضرت علی(ع) پیشتر، سرنوشت و سرگذشت میثم تمار را از زبان رسول خدا شنیده بود. میثم هم از پیش، شیفته اهل‏بیت و علاقه‏مند به آن عترت پاک بود.

 

اما اولین برخورد حضوری و دیدار میثم با آن حضرت در دوران خلافت امام انجام گرفت. به دنبال همین برخورد و ملاقات بود که حضرت، تصمیم گرفت میثم را از صاحبش بخرد و سپس وی را آزاد کند بالاخره با تصمیم آن حضرت، میثم به آزادی رسید.

 

در آن اولین ملاقات علی(ع) با میثم، چنین گفتگویی انجام گرفت:

 

علی(ع) پرسید: - نامت چیست؟

 

- سالم.

 

- از رسول خدا شنیدم که پدرت نام تو را «میثم‏» گذاشته است، به همان نام برگرد و کنیه‏ات را «ابو سالم‏» قرار بده.

 

- خدا و رسول و امیرمؤمنان راست گفتند. (4)

 

آشنایی میثم با مولایش علی -علیه السلام برای او توفیقی بزرگ و سعادتی ارزشمند بود.از این رو به شاگردی در مکتب علی(ع) گردن نهاد و دریچه قلبش را به روی معارف علوی گشود و جان تشنه‏اش را از چشمه زلال علوم آن حضرت سیراب کرد. آن حضرت هم با مشاهده استعداد روحی و زمینه مناسب وی دانش و آگاهیهای بسیاری را به او آموخت و میثم را با اسرار و رازهای نهانی آشنا ساخت و از این رو میثم از علومی بهره‏مند و برخوردار بود که فرشتگان مقرب و رسولان الهی از آن آگاه بودند. (5)

 

میثم، پیش از شهادت از آن با خبر بود و آن را از مولایش علی(ع) شنیده بود.

 

امام به میثم تمار گفت: چه خواهی کرد آن روز، که فرزند ناپاک بنی‏امیه - عبیدالله زیاد از تو بخواهد که از من تبری و بیزاری بجویی؟

 

میثم گفت: نه، به خدا سوگند، هرگز چنین نخواهم کرد!

 

امام: در غیر این صورت، به دارت آویخته و تو را می‏کشند.

 

میثم گفت: صبر و بردباری خواهم کرد، این در راه خدا چیزی نیست...

 

نه یک بار، بلکه بارها، علی -علیه السلام - سرنوشت «شهادت بر سر عقیده و ایمان‏» را که در انتظار میثم تمار بود، به او یادآوری می‏کرد و میثم نیز بدون وحشت و هراس، خود را برای آن «میلاد سرخ‏» مهیا می‏کرد.

 

این که میثم، از شهادت خویش، خبر داشت و حتی جزئیات آن را هم از زبان مولایش شنیده بود، دلیل دیگری بر عظمت روح و ظرفیت‏بالا و قدرت ایمان او بود.

 

[caption id="attachment_3100" align="alignleft" width="259" caption="مزار ميثم تمار"][/caption]

 

در آن عصر خفقان که نشر و پخش فضایل علی(ع) جرم محسوب می‏شد و ممنوع بود، میثم، رهنمود ارزنده‏ای از آن حضرت فراگرفته، کوشید تا پای جان به آن عمل کند.

 

میثم، با خبری که امام، به او داده بود، می‏دانست که پس از شهادت مولا او را گرفته و بر شاخه نخل به دار خواهند کشید; حتی آن درخت را هم می‏دانست.

 

گاهی هنگام عبور از کنار آن درخت، علی(ع) به او می‏فرمود: ای میثم! تو بعدها با این درخت، ماجراها خواهی داشت... این رخت‏خرما را به چهار قسمت، تقسیم کرده و تو را از قسمت چهارم به دار می‏آویزند. از این رو، میثم، خیلی وقتها پیش درخت آمده و در کنارش نماز می‏خواند و می‏گفت: مبارکت‏باد ای نخل! مرا برای تو آفریده‏اند و تو برای من روییده‏ای و همواره به آن نخل نگاه می‏کرد. (11)

 

روزی که ابن زیاد، حاکم کوفه شد، هنگام ورود به شهر، پرچمش به شاخه‏ای از آن درخت نخل، گیر کرد و پاره شد. ابن زیاد از این پیش آمد، فال بد زد و دستور داد که آن را بریدند. نجاری آن را خرید و به چهار قسمت درآورد. میثم به فرزندش صالح گفت: نام من و پدرم را بر چوب آن نخل، حک کن!

 

صالح می‏گوید: نام پدرم را آن روز بر آن چوب، نوشتم. وقتی ابن زیاد، پدرم را به دار آویخت، پس از چند روز، چوبه دار را دیدم، همان قسمتی از آن نخل بود که نام پدرم را بر آن نوشته بودم!.... (12)

 

. از سفر حج‏به سوی کوفه برمی‏گشت که «ابن زیاد» دستور دستگیری او را قبل از رسیدن به شهر، صادر کرد. این در حالی بود که مسلم‏بن عقیل در کوفه به شهادت رسیده و تشنج و اضطراب، کوفه را فراگرفته و شیعیان سرشناس و چهره‏های برجسته هوادار اهل‏بیت، تحت تعقیب یا در زندان بودند و زمینه برای اعتراضها و شورشها فراهم بود.

 

«عریف‏» به همراه صد نفر از ماموران، برنامه دستگیری میثم را قبل از ورودش به کوفه، تدارک دیدند. ابن‏زیاد او را تهدید کرده بود که اگر میثم را دستگیر نکند، خودش به قتل خواهد رسید. عریف به «حیره‏» آمد و با همراهانش در انتظار رسیدن میثم بود. میثم را در همان جا، پیش از آن که پایش به خانه برسد گرفتند. میثم به ماموران حوادث آینده و چگونگی شهادت خویش را بازگو کرد.

 

میثم گرچه در آن روز، پیرمردی سالخورده بود که بر استخوانهایش جز پوستی باقی نمانده بود (24) و از نظر جسمی، تحلیل رفته بود، لیکن از نظر شهامت و قوت قلب و قدرت روحی و اراده استوار و زبان گویا و فصیح و ایمان راسخ در حدی بود که ابن‏زیاد را، با آن همه قدرت و مامور به وحشت افکنده بود; به همین جهت هم برای بازداشت این پیرمرد جواندل و توانمند، صد مامور را گسیل ساخته بود.

 

ماموران، میثم را به کوفه وارد کردند. به عبیدالله‏بن زیاد خبر دادند که میثم اسیر و گرفتار شده است. در معرفی میثم به ابن‏زیاد گفتند که: او از نزدیکترین و برگزیده‏ترین یاران ابوتراب، علی(ع) است.

 

ابن زیاد گفت: وای بر شما! کار این مرد عجمی به این جا رسیده است؟! بیاوریدش...! میثم را از بازداشتگاه به حضور والی کوفه آوردند.

 

ابن زیاد، برای آزمودن روحیه میثم و گفتگو با او پرسید: -پروردگارت در کجاست؟

 

- در کمین ستمگران ... که تو یکی از آنانی.

 

[caption id="attachment_3104" align="alignleft" width="198" caption="مزار ميثم تمار"][/caption]

 

- آری، درست گفته‏اند.

 

- باید از علی تبری بجویی و با ابراز تنفر از او، او را به زشتی یاد کنی وگرنه دستها و پاهایت را بریده و بر دار می‏آویزمت.

 

میثم در مقابل این تهدید گفت: علی(ع) به من خبر داده است که مرا به دار می‏آویزی.

 

ابن زیاد برای جبران این وضع نامطلوب که پیش آمده بود، گفت: وای بر تو! با سخنان علی درخواهم افتاد. (عمل بر خلاف آن پیشگویی).

 

میثم گفت: چگونه؟ در حالی که این خبر را علی -علیه السلام از پیامبر و او از جبرئیل و جبرئیل هم از طرف خدا بیان کرده است. به خدا سوگند! از مکانی هم که در آن به دار آویخته می‏شوم به خوبی آگاهم که در کجای کوفه است و من نخستین مسلمانی هستم که در راه اسلام بر دهانم لجام زده خواهد شد.

 

ابن زیاد با شنیدن این سخن، بیشتر برآشفت و گفت: به خدا قسم! دست و پایت را قطع کرده و زبانت را رها می‏گذارم تا دروغ مولایت و دروغ تو آشکار شود. و همان دم دستور داد که دست و پایش را قطع کنند و بر دارش آویزند. (25)

 

و آن چنان که خواهیم دید، ابن زیاد نتوانست زبان میثم را رها و گویا ببیند، و به قطع آن هم دستور داد.

 

میثم به همان حالت‏بود، تا این که فردایش، از بینی و دهان او خون غلیظ می‏آمد و بدین صورت، طبق آن پیشگویی، موی سفید صورتش با خون سرخ، رنگین شد.

 

روز سوم، مردی نزدیک میثم آمد و با نیزه به او اشاره کرد و گفت: به خدا قسم می‏دانم که اهل عبادت بودی و شبها را به مناجات به‏سرمی‏بردی. آن گاه با نیزه، چنان ضربتی بر پهلو یا شکم میثم فرود آورد که پیکرش دریده شد و جان پاک آن اسوه صبر و مقاومت و رشادت به افلاک شتافت و میثم با روح بلندش معراجی والاتر را آغاز کرد; که هم‏اکنون هم، آن طیران معنوی ادامه دارد و با هر درودی که از سوی خداجویان پاکدل و وارسته، نثار آن شهید راه فضیلت می گردد، مقام و رتبه‏اش در فردوس اعلا و نزد پروردگار، بالاتر می‏رود.

 

مزار شهید

مدتی پیکر پاک و مطهر میثم پس از شهادتش بر سر داربود. ابن زیاد برای اهانت‏بیشتر به میثم اجازه نداد که بدن‏مقدس او را فرود آورده و به خاک بسپارند; به علاوه می‏خواست‏با استمرار این صحنه، زهر چشم بیشتری از مردم‏بگیرد و به آنان بفهماند که سزای مدافعان و پیروان‏علی(ع) چنین است، ولی غافل از آن بود که شهید، حتی پس از شهادتش هم، راه نشان می‏دهد، الهام می‏بخشد، امید می‏آفریند و مایه ترس و تزلزل حکومتهای جور و ستم است.

 

هفت تن از مسلمانان غیور و متعهد که از همکاران او و خرمافروش بودند، این صحنه را نتوانستند تحمل کنند که میثم شهید، همچنان بالای دار بماند; با هم، هم‏پیمان شدند تا پیکر شهید را برداشته و به خاک بسپارند. برای غافل ساختن مامورانی که به مراقبت از جسد و دار مشغول بودند، تدبیری اندیشیدند و نقشه را به این صورت عملی ساختند که: شبانه در نزدیکیهای آن محل، آتشی افروختند و تعدادی از آنان بر سر آن آتش ایستادند.

 

نگهبانان، برای گرم شدن به طرف آتش آمدند، در حالی که چند نفر دیگر از دوستان شهید، برای نجات پیکر مقدس «میثم‏» از آتش دور شده بودند. طبیعتا، ماموران که در روشنایی آتش ایستاده بودند، چشمشان صحنه تاریک محل دار را نمی‏دید. آن چند نفر، خود را به جسد رسانده و آن را از چوبه دار باز کردند و آن طرفتر در محل برکه آبی که خشک شده بود دفن نمودند.

 

صبح شد. ماموران جنازه را بر دار ندیدند; خبر به «ابن‏زیاد» رسید. ابن زیاد می‏دانست که مدفن او مزار هواداران علی(ع) خواهد شد. از این رو جمع انبوهی را برای یافتن جنازه میثم، مامور تفتیش و جستجوی وسیع منطقه ساخت، ولی آنان هرچه گشتند، اثری از جنازه نیافتند و مایوس گشتند. (29)

 

اینک مزار شهید یک مشهد است و به شهادت ایستاده است. گواه پیروزی حق و شاهد رسوایی و نابودی باطل است. در سرزمین عراق در محلی میان نجف اشرف و کوفه، بارگاهی است که مدفن «میثم تمار» است. بر سنگ مزارش نام میثم به عنوان یار و مصاحب علی - علیه السلام نوشته شده است.

 

 

منابع تحقیق  :  

 

1. ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، بیست جلد، چاپ اول، دار احیاء الکتب العربیه، بیروت.

 2. الامین، سید محسن، اعیان الشیعه، ده جلد، دارالتعارف، بیروت 1403ق.

 3. ابن حجر عسقلانی، الاصابة فی تمییز الصحابه، داراحیاء التراث العربی، بیروت 1328ق.

 4. قمی، شیخ عباس، منتهی الامال، انتشارات جاویدان، تهران.

 5.  نفس المهموم، ترجمه شعرانی، کتابفروشی اسلامیه، تهران 1374.

 6.  سفینة البحار، انتشارات فراهانی.

 7. مفید، ابو عبدالله محمدبن نعمان، ارشاد،کنگره شیخ مفید، قم‏1413ق.

 8. کشی، رجال، انتشارات دانشگاه مشهد، مشهد.

 9. مجلسی، محمدباقر، بحار الانوار، مؤسسة الوفاء، بیروت 1403ق

* استفاده از اين مقاله بدون ذكر منبع جايز نيست *







 
نظرات خوانندگان:

17 تير 1391   
شکروی
Hello It was used You wish for the ending of Elevated God Be مرحبا انه كان يستخدم كنت ترغب في إنهاء الله مرتفعة أن تكون سلام بسیار مورد استفاده قرار گرفت برای شما از خداوند تبارک و تعالی عاقبت بخیری آرزومندم موفق باشید شکروی سرفراز باد ایران

15 آذر 1390   
سمانه
با تشکر، خیلی زیبا بود. خدا عاقبت همه ما را به خیر کند. انشاء الله
 

نظرات حاوي توهين، افترا، تهمت و نيش به ديگران منتشر نمي‌شود.

نام:
پست الکترونيک:
متن پيام:
تصوير امنيتي:


 
آخرين اخبار و مطالب 
محمدرضا تابش خطاب به نقوي حسيني:
آخه تو واقعا عصاره فضائل ملتی؟
پزشکیان: در انتخابات 88 تخلف صورت گرفت / کسی می تواند ادعای خدمت داشته باشد که قدرت در اختیار داشته اما سواستفاده نکند
در جلسه هیات دولت؛
روحانی: مردم باید در زندگی روزمره خود رعایت حقوق شهروندی را احساس کنند
انتقاد شدید حضرت آیت الله صانعی از لایحه بودجه ۹۷: حوزه های علمیه نباید آلوده به بودجه های دولتی شوند
سخنگوی وزارت خارجه جنایات سعودی‌ها در یمن را محکوم و از سکوت جامعه بین‌المللی انتقاد کرد
نگاهی از زاویه ای دیگر
طنز تلخ "گفتگو" (قسمت صدو چهل و هفتم)
نگاهی از زاویه ای دیگر
"گفتگو" (قسمت صدو چهل و ششم)
علاءالدین بروجردی :اجرای طرح گشت ویژه سپاه نیازی به مصوبه شورای عالی امنیت ملی ندارد/ این اقدامات مسبوق به سابقه است
نعمت احمدی:
تعجب می کنم که برخی میگویند ملت از رای به روحانی پشیمانند / مردم به روحانی رای دادند تا تفکر رئیسی رای نیاورد / یک لحظه فکر کنید اگر رئیسی رای می آورد، وزیر خارجه اش چه کسی می شد؟ / بودجه روحانی در 40 سال اخیر بی سابقه است، او مشخص کرد موسسات مختلف چقدر پول می گیرند / ملت دیگر می دانند موسسه ای که مبدع کلمه درازآویز زینتی است، چقدر بودجه می گیرد
عبدالله ناصری:
کدام جریان و چه کسانی در پشت پرده فضاسازی های سنگین اخیر علیه روحانی قرار دارند؟ / دارند زمینه چینی میکنند تا در 1400 پیروز شوند
زیباکلام: عبور از روحانی خطاست / جهانگیری هم باید در دولت بماند؛ با جدایی او حرکت دولت به سمت دره قطعی است
شمخانی: رسانه‎ها با مصونیت قضایی تام، مفاسد را افشا کنند / نباید اجازه بدهیم موضوعات قضایی تبدیل به مسئله امنیت ملی شود / مهمترین تهدید امروز کشورکاهش اعتماد مردم به کارآمدی نظام در ابعاد مختلف است
یک منبع آگاه مطرح کرد:
انتخاب «نهاوندیان» به عنوان رییس کل بانک مرکزی نهایی شد
نگاهی از زاویه ای دیگر
طنز تلخ "گفتگو" (قسمت صدو چهل و پنجم)
اظهارات محمدرضا تابش در مورد نفوذ موسسات مالی غیر مجاز در بیوت برخی علما!
در دیدار مدیرعامل و اعضای تحریریه نشریات موسسه همشهری؛
تاکید سید حسن خمینی بر نقش نظارت افکار عمومی در سلامت جامعه
یادداشتی از: حجت الاسلام هادی سروش
"دین داری" هایی که به "دین گریزی" ختم می شود!
ناگفته های مجید انصاری از فرمان هشت ماده ای امام: یک عده می گفتند چرا امام تیغ ضدانقلاب را تیز می کند؟/ روایتی از واهمه برخی مسئولان کشور از شنود شدن جلسات شان
نگاهی از زاویه ای دیگر
طنز تلخ "گفتگو" (قسمت صدو چهل و چهارم)
آستان قدس درآمدها و هزینه‌های موقوفات خود را اعلام می کند؟

آرشیو همه مطالب


 
پربازديدها 
پوستر
نمایشگاه هنربرای‌اوتیسم با تمرکز بر خط کالیگرافی و تذهیب در فرهنگسرای نیاوران
نگاهی از زاویه ای دیگر
طنز تلخ "گفتگو" (قسمت صدو چهل و یکم)
بازخوانی سخنان مهم بنیانگذار جمهوری اسلامی؛
دلیل تغییر نظر امام در مورد «حضور روحانیون در مسئولیت ها» چه بود؟
داستان / اصرار مرد به حضرت سلیمان نبی
وزیر اطلاعات: داعش هنوز وجود دارد و اسلحه خود را بر روی زمین نگذاشته است
سه هفته پس از میزگرد انصاری و مصباحی مقدم
چراغ‌ سبز مجدد روحانیون چپ و راست برای گفت و گو با یکدیگر
جهانگیری: انتقال سفارت آمریکا به قدس بازی با احساسات، افکار و دین مسلمانان جهان بود/ همه جریانات سیاسی باید احساس حضور در صحنه داشته باشند
واکنش وزارت کشور به راه‌اندازی گشت‌های ویژه سپاه: متولی برخورد با سرقت و اراذل و اوباش ناجاست
دانش آشتیانی: آیت الله موسوی اردبیلی (ره) بر سرمایه‌گذاری بیشتر در آموزش و تربیت جوانان اعتقاد و تأکید داشتند
نامه نجفی به بنیاد شهید درباره شهدای پلاسکو
نامه علی مطهری به شریعتمداری: موجب فریب خوانندگان نشوید / تصویب 20 دقیقه ای برجام مسبوق به چهل پنجاه ساعت کار کارشناسی نمایندگان بود
جشن و شادی در هند به دنبال انتصاب گاندی+ تصویر
نگاهی از زاویه ای دیگر
طنز تلخ "گفتگو" (قسمت صدو چهل و دوم)
دیدار جمعی از شاعران کشور با سید حسن خمینی
نگاهی از زاویه ای دیگر
طنز تلخ "گفتگو" (قسمت صدو چهل و سوم)
آیت الله مکارم شیرازی: شخصی به رهبر انقلاب نامه ای نوشته و مملکت را به صورت ویرانه معرفی کرده / سیاه نمایی افتخار نیست
نگاهی از زاویه ای دیگر
طنز تلخ "گفتگو" (قسمت صدو چهل و چهارم)
آیت الله آملی لاریجانی:
این آقا در جلسه مجمع تشخیص به شمخانی می‌گوید از جاسوسی دختر فلانی چه خبر؟ ایشان پاسخ می‌دهد این ماجرا از اساس دروغ است اما او می‌گوید شما مطلع نیستید / فتنه‌گران جدید بست می‌نشینند / اینکه با کنایه می‌گویند «فرزندان ما جاسوس نیستند»، شیطنت است / هر کس پولی از من و خانواده‌ام در بانک‌های خارجی یافت برای خودش بردارد / ادعا‌ها درباره فریاد زدن بر سر بنده بابت پرونده ستار بهشتی کذب محض است؛ او جرأت چنین کاری را نداشت / به قاضی پرونده برادرم گفتم اگر امتیازی قائل شوید علیه شما اعلام جرم می‌کنم / به اخوی خود هم گفتم اگر این زمین را برخلاف قانون تصرف کرده‌ای باید آن را برگردانی
وزیر اطلاعات: مردم باید با شنیدن اسم وزارت اطلاعات و حراست‌ها آرامش پیدا کنند
حجت الاسلام سعیدی، نماینده ولی‌فقیه در سپاه:
برخی انحرافات احمدی‌نژاد هنوز به‌مردم گفته نشده/ عده‌ای طلبکار شده‌اند که چرا در آن زمان از احمدی‌نژاد حمایت کردید؟/ پیامبر و امام علی هم در مقاطعی از طلحه و زبیر حمایت کردند


 
آمار بازديد از سايت 
تعداد بازدید امروز: 12835
تعداد بازدید دیروز: 19067
بازدید کل: 18986933
مشاهده آمار کامل
تمامي حقوق براي هيئت انصارالخميني (ره) محفوظ است.