آن کسی قلمش قلم انسانی است که از روی انصاف بنویسد. امام خمینی (ره) ***********همان طوري که در سابق عمل مي‌شد، روضه‌خواني بشود، مرثيه گفته بشود، شعر و نثر در فضايل اهل بيت و در مصائب آنها گفته بشود. حضرت امام خميني قدس سره الشريف صحيفه امام – جلد 15 – ص 332 ************ نگذاريد پيشكسوتان شهادت و خون در پيچ و خم زندگي روزمره خود به فراموشي سپرده شوند. حضرت امام خميني قدس سره الشريف صحيفه امام، ج 21، ص 93 ************ من در ميان شما باشم و يا نباشم، به همه شما وصيت و سفارش مي‌کنم که نگذاريد انقلاب به دست نااهلان و نامحرمان بيفتد. حضرت امام خميني قدس سره الشريف صحيفه امام، ج 21، ص 93 ************ پيامبر اسلام نيازي به مساجد اشرافي و مناره‌هاي تزئيناتي ندارد. پيامبر اسلام دنبال مجد و عظمت پيروان خود بوده است که متأسفانه با سياست‌هاي غلط حاکمان دست‌نشانده به خاک مذلت نشسته‌اند. حضرت امام خميني قدس سره الشريف صحيفه امام، ج 21، ص 80 ************ پيغمبر اسلام تمام عمرش در امور سياسي بود، تمام عمرش را صرف كرد در سياست اسلامي، و حكومت اسلامي تشكيل داد. حضرت امام خميني قدس سره الشريف صحيفه امام، ج 15، ص 11 ************ امام به همه فهماند که انسان کامل شدن، علی وار زیستن و تا نزدیکی مرزهای عصمت پیش رفتن افسانه نیست. مقام معظم رهبری ************ راه ما راه امام خمینی است و در این راه با همه قدرت و قاطعیت خود حرکت خواهیم کرد. مقام معظم رهبری

 

 

 

 

تاريخ انتشار: 26 شهريور 1390 ساعت 20:03:52
زندگي نامه ميثم تمار سلام الله عليه

میثم، فرزند یحیی بود. از سرزمین «نهروان‏» که منطقه‏ای میان عراق و ایران است. بعضی او را ایرانی و از مردمان فارس دانسته‏اند; او را «ابو سالم‏» هم می‏خواندند.

 

ابتدا، غلام زنی از طایفه «بنی اسد» بود. حضرت علی(ع) او را از آن زن خرید و آزادش کرد (1) .میثم، از اصحاب پیامبر به شمار آمده است (2) . هرچند از جزئیات زندگی او درسالهای نخستین حیاتش و در روزگار صدراسلام، اطلاع‏مبسوط در دست نیست. لقب «تمار» (خرما فروش) راهم ازآن جهت‏به او می‏گفتند، که در کوفه خرمافروش بود.

 

میثم تمار، علاوه بر آن که خود، مسلمانی فداکار و پاک و شیعه‏ای وفادار و خالص بود، خاندانش نیز از رجال و بزرگان‏شیعه بودند. میثم، شش پسر داشت و نوه‏هایی بسیارکه بطور عمده، آنان هم همچون پدر در صراط مستقیم حق و تبعیت از اهل‏بیت و اعتقاد به ولایت و رهبری امامان معصوم بودند و بیشتر آنان در شمار راویان احادیث ائمه یادشده‏اند. ائمه شیعه هم به میثم و فرزندانش اظهار محبت‏وعلاقه کرده و از آنان تجلیل می‏کردند. پسران میثم، عبارت بودند از: عمران، شعیب، صالح، محمد، حمزه و علی.

.

آشنایی میثم با علی(ع)

حضرت علی(ع) پیشتر، سرنوشت و سرگذشت میثم تمار را از زبان رسول خدا شنیده بود. میثم هم از پیش، شیفته اهل‏بیت و علاقه‏مند به آن عترت پاک بود.

 

اما اولین برخورد حضوری و دیدار میثم با آن حضرت در دوران خلافت امام انجام گرفت. به دنبال همین برخورد و ملاقات بود که حضرت، تصمیم گرفت میثم را از صاحبش بخرد و سپس وی را آزاد کند بالاخره با تصمیم آن حضرت، میثم به آزادی رسید.

 

در آن اولین ملاقات علی(ع) با میثم، چنین گفتگویی انجام گرفت:

 

علی(ع) پرسید: - نامت چیست؟

 

- سالم.

 

- از رسول خدا شنیدم که پدرت نام تو را «میثم‏» گذاشته است، به همان نام برگرد و کنیه‏ات را «ابو سالم‏» قرار بده.

 

- خدا و رسول و امیرمؤمنان راست گفتند. (4)

 

آشنایی میثم با مولایش علی -علیه السلام برای او توفیقی بزرگ و سعادتی ارزشمند بود.از این رو به شاگردی در مکتب علی(ع) گردن نهاد و دریچه قلبش را به روی معارف علوی گشود و جان تشنه‏اش را از چشمه زلال علوم آن حضرت سیراب کرد. آن حضرت هم با مشاهده استعداد روحی و زمینه مناسب وی دانش و آگاهیهای بسیاری را به او آموخت و میثم را با اسرار و رازهای نهانی آشنا ساخت و از این رو میثم از علومی بهره‏مند و برخوردار بود که فرشتگان مقرب و رسولان الهی از آن آگاه بودند. (5)

 

میثم، پیش از شهادت از آن با خبر بود و آن را از مولایش علی(ع) شنیده بود.

 

امام به میثم تمار گفت: چه خواهی کرد آن روز، که فرزند ناپاک بنی‏امیه - عبیدالله زیاد از تو بخواهد که از من تبری و بیزاری بجویی؟

 

میثم گفت: نه، به خدا سوگند، هرگز چنین نخواهم کرد!

 

امام: در غیر این صورت، به دارت آویخته و تو را می‏کشند.

 

میثم گفت: صبر و بردباری خواهم کرد، این در راه خدا چیزی نیست...

 

نه یک بار، بلکه بارها، علی -علیه السلام - سرنوشت «شهادت بر سر عقیده و ایمان‏» را که در انتظار میثم تمار بود، به او یادآوری می‏کرد و میثم نیز بدون وحشت و هراس، خود را برای آن «میلاد سرخ‏» مهیا می‏کرد.

 

این که میثم، از شهادت خویش، خبر داشت و حتی جزئیات آن را هم از زبان مولایش شنیده بود، دلیل دیگری بر عظمت روح و ظرفیت‏بالا و قدرت ایمان او بود.

 

[caption id="attachment_3100" align="alignleft" width="259" caption="مزار ميثم تمار"][/caption]

 

در آن عصر خفقان که نشر و پخش فضایل علی(ع) جرم محسوب می‏شد و ممنوع بود، میثم، رهنمود ارزنده‏ای از آن حضرت فراگرفته، کوشید تا پای جان به آن عمل کند.

 

میثم، با خبری که امام، به او داده بود، می‏دانست که پس از شهادت مولا او را گرفته و بر شاخه نخل به دار خواهند کشید; حتی آن درخت را هم می‏دانست.

 

گاهی هنگام عبور از کنار آن درخت، علی(ع) به او می‏فرمود: ای میثم! تو بعدها با این درخت، ماجراها خواهی داشت... این رخت‏خرما را به چهار قسمت، تقسیم کرده و تو را از قسمت چهارم به دار می‏آویزند. از این رو، میثم، خیلی وقتها پیش درخت آمده و در کنارش نماز می‏خواند و می‏گفت: مبارکت‏باد ای نخل! مرا برای تو آفریده‏اند و تو برای من روییده‏ای و همواره به آن نخل نگاه می‏کرد. (11)

 

روزی که ابن زیاد، حاکم کوفه شد، هنگام ورود به شهر، پرچمش به شاخه‏ای از آن درخت نخل، گیر کرد و پاره شد. ابن زیاد از این پیش آمد، فال بد زد و دستور داد که آن را بریدند. نجاری آن را خرید و به چهار قسمت درآورد. میثم به فرزندش صالح گفت: نام من و پدرم را بر چوب آن نخل، حک کن!

 

صالح می‏گوید: نام پدرم را آن روز بر آن چوب، نوشتم. وقتی ابن زیاد، پدرم را به دار آویخت، پس از چند روز، چوبه دار را دیدم، همان قسمتی از آن نخل بود که نام پدرم را بر آن نوشته بودم!.... (12)

 

. از سفر حج‏به سوی کوفه برمی‏گشت که «ابن زیاد» دستور دستگیری او را قبل از رسیدن به شهر، صادر کرد. این در حالی بود که مسلم‏بن عقیل در کوفه به شهادت رسیده و تشنج و اضطراب، کوفه را فراگرفته و شیعیان سرشناس و چهره‏های برجسته هوادار اهل‏بیت، تحت تعقیب یا در زندان بودند و زمینه برای اعتراضها و شورشها فراهم بود.

 

«عریف‏» به همراه صد نفر از ماموران، برنامه دستگیری میثم را قبل از ورودش به کوفه، تدارک دیدند. ابن‏زیاد او را تهدید کرده بود که اگر میثم را دستگیر نکند، خودش به قتل خواهد رسید. عریف به «حیره‏» آمد و با همراهانش در انتظار رسیدن میثم بود. میثم را در همان جا، پیش از آن که پایش به خانه برسد گرفتند. میثم به ماموران حوادث آینده و چگونگی شهادت خویش را بازگو کرد.

 

میثم گرچه در آن روز، پیرمردی سالخورده بود که بر استخوانهایش جز پوستی باقی نمانده بود (24) و از نظر جسمی، تحلیل رفته بود، لیکن از نظر شهامت و قوت قلب و قدرت روحی و اراده استوار و زبان گویا و فصیح و ایمان راسخ در حدی بود که ابن‏زیاد را، با آن همه قدرت و مامور به وحشت افکنده بود; به همین جهت هم برای بازداشت این پیرمرد جواندل و توانمند، صد مامور را گسیل ساخته بود.

 

ماموران، میثم را به کوفه وارد کردند. به عبیدالله‏بن زیاد خبر دادند که میثم اسیر و گرفتار شده است. در معرفی میثم به ابن‏زیاد گفتند که: او از نزدیکترین و برگزیده‏ترین یاران ابوتراب، علی(ع) است.

 

ابن زیاد گفت: وای بر شما! کار این مرد عجمی به این جا رسیده است؟! بیاوریدش...! میثم را از بازداشتگاه به حضور والی کوفه آوردند.

 

ابن زیاد، برای آزمودن روحیه میثم و گفتگو با او پرسید: -پروردگارت در کجاست؟

 

- در کمین ستمگران ... که تو یکی از آنانی.

 

[caption id="attachment_3104" align="alignleft" width="198" caption="مزار ميثم تمار"][/caption]

 

- آری، درست گفته‏اند.

 

- باید از علی تبری بجویی و با ابراز تنفر از او، او را به زشتی یاد کنی وگرنه دستها و پاهایت را بریده و بر دار می‏آویزمت.

 

میثم در مقابل این تهدید گفت: علی(ع) به من خبر داده است که مرا به دار می‏آویزی.

 

ابن زیاد برای جبران این وضع نامطلوب که پیش آمده بود، گفت: وای بر تو! با سخنان علی درخواهم افتاد. (عمل بر خلاف آن پیشگویی).

 

میثم گفت: چگونه؟ در حالی که این خبر را علی -علیه السلام از پیامبر و او از جبرئیل و جبرئیل هم از طرف خدا بیان کرده است. به خدا سوگند! از مکانی هم که در آن به دار آویخته می‏شوم به خوبی آگاهم که در کجای کوفه است و من نخستین مسلمانی هستم که در راه اسلام بر دهانم لجام زده خواهد شد.

 

ابن زیاد با شنیدن این سخن، بیشتر برآشفت و گفت: به خدا قسم! دست و پایت را قطع کرده و زبانت را رها می‏گذارم تا دروغ مولایت و دروغ تو آشکار شود. و همان دم دستور داد که دست و پایش را قطع کنند و بر دارش آویزند. (25)

 

و آن چنان که خواهیم دید، ابن زیاد نتوانست زبان میثم را رها و گویا ببیند، و به قطع آن هم دستور داد.

 

میثم به همان حالت‏بود، تا این که فردایش، از بینی و دهان او خون غلیظ می‏آمد و بدین صورت، طبق آن پیشگویی، موی سفید صورتش با خون سرخ، رنگین شد.

 

روز سوم، مردی نزدیک میثم آمد و با نیزه به او اشاره کرد و گفت: به خدا قسم می‏دانم که اهل عبادت بودی و شبها را به مناجات به‏سرمی‏بردی. آن گاه با نیزه، چنان ضربتی بر پهلو یا شکم میثم فرود آورد که پیکرش دریده شد و جان پاک آن اسوه صبر و مقاومت و رشادت به افلاک شتافت و میثم با روح بلندش معراجی والاتر را آغاز کرد; که هم‏اکنون هم، آن طیران معنوی ادامه دارد و با هر درودی که از سوی خداجویان پاکدل و وارسته، نثار آن شهید راه فضیلت می گردد، مقام و رتبه‏اش در فردوس اعلا و نزد پروردگار، بالاتر می‏رود.

 

مزار شهید

مدتی پیکر پاک و مطهر میثم پس از شهادتش بر سر داربود. ابن زیاد برای اهانت‏بیشتر به میثم اجازه نداد که بدن‏مقدس او را فرود آورده و به خاک بسپارند; به علاوه می‏خواست‏با استمرار این صحنه، زهر چشم بیشتری از مردم‏بگیرد و به آنان بفهماند که سزای مدافعان و پیروان‏علی(ع) چنین است، ولی غافل از آن بود که شهید، حتی پس از شهادتش هم، راه نشان می‏دهد، الهام می‏بخشد، امید می‏آفریند و مایه ترس و تزلزل حکومتهای جور و ستم است.

 

هفت تن از مسلمانان غیور و متعهد که از همکاران او و خرمافروش بودند، این صحنه را نتوانستند تحمل کنند که میثم شهید، همچنان بالای دار بماند; با هم، هم‏پیمان شدند تا پیکر شهید را برداشته و به خاک بسپارند. برای غافل ساختن مامورانی که به مراقبت از جسد و دار مشغول بودند، تدبیری اندیشیدند و نقشه را به این صورت عملی ساختند که: شبانه در نزدیکیهای آن محل، آتشی افروختند و تعدادی از آنان بر سر آن آتش ایستادند.

 

نگهبانان، برای گرم شدن به طرف آتش آمدند، در حالی که چند نفر دیگر از دوستان شهید، برای نجات پیکر مقدس «میثم‏» از آتش دور شده بودند. طبیعتا، ماموران که در روشنایی آتش ایستاده بودند، چشمشان صحنه تاریک محل دار را نمی‏دید. آن چند نفر، خود را به جسد رسانده و آن را از چوبه دار باز کردند و آن طرفتر در محل برکه آبی که خشک شده بود دفن نمودند.

 

صبح شد. ماموران جنازه را بر دار ندیدند; خبر به «ابن‏زیاد» رسید. ابن زیاد می‏دانست که مدفن او مزار هواداران علی(ع) خواهد شد. از این رو جمع انبوهی را برای یافتن جنازه میثم، مامور تفتیش و جستجوی وسیع منطقه ساخت، ولی آنان هرچه گشتند، اثری از جنازه نیافتند و مایوس گشتند. (29)

 

اینک مزار شهید یک مشهد است و به شهادت ایستاده است. گواه پیروزی حق و شاهد رسوایی و نابودی باطل است. در سرزمین عراق در محلی میان نجف اشرف و کوفه، بارگاهی است که مدفن «میثم تمار» است. بر سنگ مزارش نام میثم به عنوان یار و مصاحب علی - علیه السلام نوشته شده است.

 

 

منابع تحقیق  :  

 

1. ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، بیست جلد، چاپ اول، دار احیاء الکتب العربیه، بیروت.

 2. الامین، سید محسن، اعیان الشیعه، ده جلد، دارالتعارف، بیروت 1403ق.

 3. ابن حجر عسقلانی، الاصابة فی تمییز الصحابه، داراحیاء التراث العربی، بیروت 1328ق.

 4. قمی، شیخ عباس، منتهی الامال، انتشارات جاویدان، تهران.

 5.  نفس المهموم، ترجمه شعرانی، کتابفروشی اسلامیه، تهران 1374.

 6.  سفینة البحار، انتشارات فراهانی.

 7. مفید، ابو عبدالله محمدبن نعمان، ارشاد،کنگره شیخ مفید، قم‏1413ق.

 8. کشی، رجال، انتشارات دانشگاه مشهد، مشهد.

 9. مجلسی، محمدباقر، بحار الانوار، مؤسسة الوفاء، بیروت 1403ق

* استفاده از اين مقاله بدون ذكر منبع جايز نيست *



 
نظرات خوانندگان:

17 تير 1391   
شکروی
Hello It was used You wish for the ending of Elevated God Be مرحبا انه كان يستخدم كنت ترغب في إنهاء الله مرتفعة أن تكون سلام بسیار مورد استفاده قرار گرفت برای شما از خداوند تبارک و تعالی عاقبت بخیری آرزومندم موفق باشید شکروی سرفراز باد ایران

15 آذر 1390   
سمانه
با تشکر، خیلی زیبا بود. خدا عاقبت همه ما را به خیر کند. انشاء الله
 

نظرات حاوي توهين، افترا، تهمت و نيش به ديگران منتشر نمي‌شود.

نام:
پست الکترونيک:
متن پيام:
تصوير امنيتي:


 
آخرين اخبار و مطالب 
سخنی از حضرت آیت الله بهجت
"شرح وفا " قصیده ای از علی اکبر پورسلطان (مهاجر) در باب فرا رسیدن ماه محرم
۲۰ جمله از رهبر انقلاب درباره عزاداری سیدالشهدا علیه‌السلام
شب های عاشقی...روایت کوتاهی از ده شب محرم...
اعمال شب و روز اول محرم
حجت الاسلام و المسلمین سید علی خمینی از حضرت آیت الله صانعی عیادت کرد
سی و هفتمین سالروز شهادت حاج سید مصطفی خمینی
درسی از امام خمینی(س)/ درسی که از قیام حسینی باید آموخت
اطلاعیه برگزاری مراسم عزاداری هیئت انصارالخمینی(ره)
آیت الله علوی بروجردی: مسائل خرافی از عزاداری ها ریشه کن شود
نگاهی گذرا به دو چاپ از تفسیر حاج آقا مصطفی خمینی(ره)
عکس مزار آقا سید مصطفی خمینی(ره)
دستور رییس‌جمهور درباره عاملان اسیدپاشی
اعلام منبع بخش اعظم «اطلاعات» وزارت اطلاعات
نقدی بر مصوبه اخیر مجلس درباره حریم خصوصی؛ قسمت‌های مشترک آپارتمان که عمومی باشد، کجاها خصوصی ‌است؟!
معاون امنیتی انتظامی وزیر کشور گفت دستگیری مظنون اصلی حادثه اسید پاشی
پاسخ به 25 پرسش شرعی کلیدی پیرامون عزاداری‌ها؛ فتوای صریح رهبر انقلاب اسلامی درباره قمه زنی‌ها
چگونه کمک‌های غرب برای آوارگان سوری به دست داعش می‌افتد؟
توضیح تکمیلی علوم پزشکی اصفهان توضیحات تکمیلی:آمار سوختگی با اسید
به بهانه حمایت از امر به معروف و نهی از منکر صورت گرفت: تعرض مجلسیان به اختیارات مصرح رهبری در قانون اساسی!

آرشیو همه مطالب


 
پربازديدها 
اخلاق در سیاست جهادی (با اشاره ای به دیدگاه ها و شخصیّت زنده یاد حاج سعید نادری)
اطلاعیه درگذشت والده مکرّمه اخوان ( حاج حسن و حسین )صادقی
آیت الله جوادی آملی: اقتصاد مقاومتی با جیب خالی میسر نمی شود
آیت الله مکارم شیرازی در دیدار با پاسداران مداح: مداحان بهانه به دست تکفیری‌ها ندهند
اعتراضات به اعلام حکم اعدام عالم شیعی بالاگرفت
امروز ساعت 8/30 حضرت آیت الله خامنه ای بر پیکر آیت الله مهدوی کنی اقامه نماز می کنند
گردهمايي مسئولين و امناء هيئت هاي مذهبي جنوب غرب تهران
پیام تسلیت رهبر انقلاب در پی درگذشت حضرت آیت‌الله مهدوی کنی
پیام تسلیت سید حسن خمینی؛ آیت الله مهدوی کنی بر عهد خود با امام تا آخرین روزهای عمر پابرجا ماند
مداحان حرفی نزنند که از جلال کربلا کم کند
حضرت آيت‌الله نوري همداني در آستانه ماه محرم: قمه‌زني، تحريفات و هر اقدامي كه موجب وهن مذهب و اختلاف در امت اسلام شود، حرام است
پیام تسلیت یادگار امام به آیت الله باقری کنی
حضرت آیت الله جوادی آملی: مداحان کاری که از عظمت اهل بیت(ع) بکاهد انجام ندهند/ بگذارید کربلا با جلال و شکوه شناخته شود
خلاصه ای از زندگینامه امام حسین علیه السلام
اطلاعیه مراسم سالگرد والده ی محترمه ی اخوان صلاحی نژاد
تمامی علمای نجف مرجعیت علمی مرحوم مصطفی خمینی را تأیید می کردند/ پیروزی انقلاب در وجهی مرهون خون شهید مصطفی است
کشف گور دسته‌ جمعی زایران ایرانی عتبات که توسط داعش به شهادت رسیدند
روحانی: تورم، روزانه و ساعتی شده بود/از رکود عبور کرده‌ایم
انتقاد وزیر کشور از طرح حمایت آمران به معروف و ناهيان از منكر
حجت الاسلام والمسلمین حسین مستوفی/ جستاری پیرامون تفسیر قرآن کریم اثر آیت الله شهید سید مصطفی خمینی (س)


 
آمار بازديد از سايت 
تعداد بازدید امروز: 2901
تعداد بازدید دیروز: 8960
بازدید کل: 2462013
مشاهده آمار کامل
تمامي حقوق براي هيئت انصارالخميني (ره) محفوظ است.