جديدترين نظرات

آرشیو مطالب در دسته بندی ‘زندگي نامه امام خميني(ره)’

نگاهی به نخستین سند مبارزاتی امام خمینی؛

نخستین بیانیه سیاسی امام خمینی(س) به صورت نامه ای منتقدانه و حماسی خطاب به علما و ملت در دفتر یادبود کتابخانه وزیری شهر یزد نگاشته شد. لحن و محتوای بیانیه گواه آن است که نویسنده روشن بین و آینده نگر آن، در شرایط موجود زمان نگارش، انتظار قیام و خیزشی را نداشته، اما بدین طریق زنگ خطر و بیدار باش را به صدا در آورده است. این پیام با موضوع دعوت به قیام برای خدا صادر شده و یکى از تاریخى ترین اسناد مبارزاتى امام خمینى به شمار مى‏ رود و اصل نسخه خطى آن در کتابخانه وزیرى یزد نگهدارى مى‏شود .

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی و خبری جماران، امام خمینی(س) در این نامه پس از اشاره به آیه «قُلْ انَّما اعِظُکُم بِواحِدَةٍ أنْ تَقُومُوا لِلّهِ مَثنى‏ وَ فُرادى‏»(۱) می نویسند: «خداى تعالى در این کلام شریف، از سرمنزل تاریک طبیعت تا منتهاى سیر انسانیت را بیان کرده، و بهترین موعظه‏هایى است که خداى عالم از میانه تمام مواعظ انتخاب فرموده و این یک کلمه را پیشنهاد بشر فرموده. این کلمه تنها راه اصلاح دو جهان است. قیام براى خداست که ابراهیم خلیل الرحمن را به منزل خلّت رسانده و از جلوه‏هاى گوناگون عالم طبیعت رهانده‏

ادامهhttp://z-fajr57.blogfa.com/post/401

از نظر امام خمینی چه کسانی انقلاب را به ثمر رساندند؟

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی و خبری جماران، امام خمینی ۱۶ فروردین ۱۳۶۰ در دیدار عده ای از مردم جنوب شهر تهران اظهار داشت: انقلاب اسلام، این انقلاب مهم اسلامی، رهین کوششهای این طبقه است؛ طبقه محروم، طبقه گودنشین، طبقه‌ای که این نهضت را به ثمر رساند و توقعی هم نداشت. من شما طبقه گودنشینان را از آن کاخ نشینان بالاتر می‌دانم؛ اگر آنها لایق این باشند که با شما مقایسه بشوند.
من وقتی که در انقلاب می‌دیدم که یک پیرمردی از آن گودنشینها از آن منزل محقر خرابه بیرون می‌آمد و می‌گفت که ما با بچه‌هایمان صبح که می‌شود می‌رویم برای تظاهرات، [مباهات می‌کردم‌]. یک موی شما بر همه آن کاخ نشینها و آنهایی که در این انقلاب هیچ فعالیتی نداشتند، بلکه کارشکنی هم تا آن اندازه که می‌توانستند می‌کردند و الآن هم هر مقدار که بتوانند می‌کنند، یک موی شما بر همه آنها ترجیح دارد؛ بلکه مقایسه یک موی شما با آنها نباید صحیح باشد.
رهبر انقلاب اسلامی و بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران در دیدار ادامه داد: شما این انقلاب را به ثمر رساندید و گروه‌هایی که در سرتاسر این کشور این انقلاب را به ثمر رساندند، همان زن و مرد محروم [بودند] و همان‌هایی که مستضعف هستند و کاخ نشین‌ها آن‌ها را استضعاف می‌کنند و این‌ها ثابت کردند که کاخ نشین‌ها هستند که ضعیفند و پوسیده‌اند و برای این ملت هیچ کاری نکرده‌اند و نخواهند کرد.
این دانشگاه بود، جوانهای دانشگاه که آنها هم از محرومین و مستضعفین‌اند و این طبقه محروم جامعه بود که از همه رفاه‌ها محروم بود، لکن قلبش مملو از عشق به اسلام و ایمان بود و با آن عشق و با آن ایمان این حرکت را دنبال کرد و شهید داد و در مقابلش چیزی مطالبه نکرد.
امام خمینی افزود: آنهایی که هیچ حظی در این میدان نداشتند و جز خرابکاری از آنها کاری ساخته نیست و الآن هم در گوشه و کنار کشور مشغول به خرابکاری هستند، آنها بودند که کنار نشسته بودند و منتظر این بودند که یک طرف غلبه کند و آنها بیایند و بهره برداری کنند، میوه چینی کنند. وقتی که دیدند که جمهوری اسلامی آن‌طور میوه چینی‌هایی را که اینها می‌خواهند موافق برنامه‌اش نیست، آن‌ها هم مشغول به خرابکاری شدند و هر جا که یک خرابی پیش آمد، آنها تأیید کردند یا وارد شدند در کردستان؛ در بلوچستان.
الآن هم که در جنوب و غرب ما گرفتاری جنگ را داریم، همان‌ها هستند که نمی‌گذارند که این ملت توجه بکند به جنگ و مشغول به تبلیغات هستند در خیابانها و در کوچه‌ها و محله‌ها. شما هستید که کشور را از دست ابرقدرت‌ها نجات دادید و این طبقه عزیز محروم که در ازای خدمتش غیر از خدا از کس دیگری چیزی نمی‌خواهد و ما همه رهین منّت شما هستیم و اگر لایق باشیم، خدمتگزار شما.
شما بودید که در میدانها، درخیابانها، اجتماع کردید و با مشت گره کرده در مقابل توپ و تانک و مسلسل و اینها ایستادید و با ایستادگی و شجاعت، زن و مرد شما، بزرگ و کوچک شما، فداکاری کرد و شهید داد تا غلبه کرد. و الآن هم که در جبهه‌ها جنگ است، باز این طبقه محرومند که در تلویزیون نشان می‌دهد مشغول خدمت هستند.
آن کاخ نشینها یک شاهی خدمت در این جنگ نکردند و نخواهند کرد. آنها اگر مشغول افساد و فساد نباشند، بی تفاوت هستند.  (صحیفه امام، ج ۱۴، ص ۲۶۱ و ۲۶۲)

ناگفته هایی از (همسر امام) به روایت آیت الله هاشمی

اگر یادتان باشد شش ماه تقریباً روی من فشار بود که بیایم و نامزد بشوم و من هم منتظر بودم که یک وحدتی روی داوطلب‌ها پیش بیاید که احتیاجی به من نباشد، یک بار ایشان ـ تقریباً هم گله در آن بود و هم یک راهنمایی بودـ فرمودند که امام وقتی که رفتند خیالشان راحت بود که انقلاب را تحویل شما‌ها دادند. شما‌ها می‌خواهید انقلاب را وقتی که هستید به کی تحویل بدهید؟ این مضمون است، من عین عبارت ایشان را یادداشت کردم. من یک تکانی خوردم از حرف ایشان و نزدیک آن روزهایی بود که تصمیم گرفتم بیایم و جمله ایشان بی‌تأثیر نبود در عقیده من.

می‌توان از حضرت امام خمینی(س) گفت و نوشت اما پای سخنان و خاطرات آیت ‏الله هاشمی رفسنجانی ننشست، و از او نپرسید که امام چگونه زیست؟ چه گفت و چه شنید؟ پیشینه پیوسته و طولانی آیت‌الله هاشمی رفسنجانی در مناصب مهم اجرایی، شنیدن روایت انقلاب و امام از زبان او از هر جهت جذاب است و رابطه نزدیک او با امام، باعث شد تا در سالگرد درگذشت همسر امام راحل، پای خاطرات او بنشینیم. جماران در گفت‌و‌گوی زیر که با حضور سرکار خانم لیلی بروجردی نوه حضرت امام(س) انجام شده است، گوشه‌ای از این خاطرات را بازگو می‌کند.

ادامه http://z-fajr57.blogfa.com/post/203

بده من یک عمامه ای برایت بپیچم که هرگز باز نشود

حجت الاسلام والمسلمین حاج سید حسن خمینی در یادداشتی به نقل خاطره ای از حضرت آیت الله العظمی بروجردی قدس سره که حضرت امام آن را در عالم خواب دیده بود پرداختند.
یادگار گرامی امام این خاطره را به این شکل بیان کردند: آیت الله حاج شیخ حسن صانعی نقل می کرد که امام خمینی (س) در خوابی اینگونه بیان می کند: وقتی در زندان قزل قلعه بودم و حوادث بعد از خرداد ۴۲ جریان داشت شبی در خواب دیدم که مرتبا در حال بستن عمامه هستم ولی عمامه هایم، باز می شوند در این حال مرحوم آیت الله العظمی بروجردی (ره) آمدند و گفتند بده من یک عمامه ای برایت بپیچم که هرگز باز نشود. منبع : سایت جماران

نامه تبریک عید امام (س) “در تبعید” به دخترشان سرکار خانم فریده مصطفوی

امام خمینی(س) در سالهای تبعید نجف همانگونه که در نامه ۴ فروردین ۱۳۵۱ اشاره می‌کنند علاوه بر مسافرت‌های گاه و بی‌گاه فرزندان به عراق، به صورت مرتب از طریق نامه جویای احوال خانواده بودند. این نامه‌ها در عین اختصار لطافت و شیرینی خاصی دارند. نامه ۴ فروردین ۱۳۵۱ ایشان از نجف اشرف خطاب به دخترشان خانم فریده مصطفوی از جمله این نامه هاست که در ادامه می خوانید:
دختر عزیزه‌ام‌
خانم نه برای من مطلب گذاشته و نه جای نوشتن.‌ ان شا‌الله عید به شما و سایرین مبارک و همیشه خوش و خرّم و سلامت باشید. ماها بحمد‌الله تعالی مزاجاً سلامت هستیم. امید است نگرانی‌های روحی هم دوام نداشته باشد. از حال خودتان زود به زود مطلعم کنید که به واسطه عادتی که به دریافت کاغذ شما داریم نگران می‌شویم. خدمت جناب آقای اعرابی‌‌ و خانم فرشته‌‌ سلام برسانید. ان شا‌ الله عید به همه سعید باشد. والسلام. پدرت
منبع : تابناک

خاطرات همسر حضرت امام (ره) از ازدواج، مبارزات و فرزندان؛

جامع المقدمات و سیوطی را نزد امام خواندم سپس شرح لمعه را شروع کردم

گذشت چندین سال ازخاموشی آن قافله سالار انقلاب که جهانی را دگرگون ساخت و اسلام را در برابر همه سلطه‌طلبان و مستکبران عالم احیا کرد، شناخت بیشتر و عمیق‌ترش را می‌طلبد. تا به حال در گفته‌ها و نوشته‌های بسیاری، ویژگی‌ها و خصوصیات امام راحل از زوایای مختلف تشریح شده است، اما بُعد رفتار خانوادگی آن عزیز و نگاه و نگرش وی به زن و زندگی، کمتر و یا هیچ مورد بررسی و تحلیل واقع نشده که این خود قابل تأمل است. مرحوم همسر حضرت امام در این گفت‌وگو از آشنایی و ازدواجش با امام خمینی(س)، نحوه ازدواج، تربیت بچه‌ها، رفتار امام در منزل، و نگاه امام به زن و زندگی گفته‌اند.
به گزارش پایگاه اطلاع رسانی و خبری جماران، همسر امام‌ خمینی تا به حال حاضر به گفت‌وگو با هیچ نشریه و رسانه‌ای نشده بودند اما این گفت‌وگو با زحمت فراوان سرکار خانم دکتر زهرا مصطفوی دختر بزرگوار ایشان انجام شده که سالیان پیش در نشریه «ندا» چاپ شد. مشروح این گفت‌وگو را در ادامه می‌خوانید:

ادامهhttp://z-fajr57.blogfa.com/post/186

چرا امام (ره) از چهارشنبه سوری چیزی نگفت؟!

شب آخرین سه شنبه سال، چهارشنبه سوری نام دارد که جزئی از مراسم نوروز است و برای بچه‌ها غروبی هیجان‌انگیز است. بعضی‌ها به تپه‌ها می‌روند تا بوته‌های خار بچینند و در گرگ و میش هوا آتش روشن کنند و از روی آن بپرند و بگویند: «زردی من از تو‌، سرخی تو از من».
با اختراع ترقه و فشفشه و وسایل آتش بازی جدید برگزاری این مراسم با صداهای مهیب و غالبا آتش سوزی‌های خسارت‌زا توام است. پس از آتش‌بازی قاشق زنی راه می‌افتد. … وقتی آقا روح الله به مکتب می‌رفت در یک چهارشنبه سوری، بچه‌های محله دسته جمعی بوته‌های زیادی را جمع کرده بودند و غروب آن‌ها را آتش زدند.
بازی با آتش چنان آن‌ها را از خود بی‌خود کرد که قامت زنی را که از آن کوچه تنگ می‌گذشت ندیدند، در هنگام دویدن برای پریدن از روی آتش‌، چنان تنه‌ای به او زدند که در آتش افتاد. چادرش گُر گرفت. آتش از چادر به دامنش سرایت کرد. بچه‌ها از ترس فرار کردند. مردی او را به نزدیکترین خانه که خانه روح‌الله بود، منتقل کرد.
صاحبه خانم عمه آقا‌ روح‌الله دست به کار کمک‌های اولیه شد‌. زن از سوزش سوختگی‌های عمیق‌، از جگر جیغ‌های دلخراش می‌کشید و روح‌الله که بوی سوختگی گوشت بدن زن را به مشام برده بود، چنان شیون می‌کرد و دور حیاط می‌دوید که مادر نتوانست به راحتی آرامش کند.
فردای آن شب‌، زن از شدت سوختگی مُرد و روح‌الله یک هفته چنان تب کرد که حوله پاشویه‌اش دائما خشک می‌شد‌. بی گمان آقا روح الله با دیدن این منظره دلخراش نمی‌توانست از لحاظ احساسی نسبت به چهارشنبه سوری بی تفاوت باشد.
اما در هیچ کلامی از او نسبت به آن سخنی منفی دیده نمی‌شود. یک دلیلش آن است که این رسم برای اقلیت زرتشتیان ایران که اقلیتی خوشنام است، بیش از برگزاری یک رسم ملی دارای معناست.
(منبع: سیدعلی قادری، خمینی روح الله، انتشارات عروج، ص ۲۸۷)
منبع : سایت جماران

روایت خواب جالب حاج آقا مصطفی

پایگاه اطلاع رسانی و خبری جماران – تهران
در اواخر سال ۱۳۲۸ شمسی امام خمینی و حاج آقا مصطفی در مجلسی حضور داشتند؛ یکی از علمای حاضر در مجلس به حاج آقا مصطفی گفت: شنیده‌ام که خواب عجیبی دیده‌اید؟! و برای بعضی افراد نقل کردید؟ برای ما هم نقل کنید. ایشان در انتظار اجازه پدرشان بودند و علمای حاضر در مجلس هم اصرار داشتند تا امام اجازه بدهند؛ سرانجام امام با تبسمی جالب فرمودند: بگو خوابت چه بوده؟
حاج آقا مصطفی گفت: چند روز پیش خواب دیدم در مجلسی هستم که تمام حکما و فلاسفه به ترتیب نشسته‌اند؛ خواجه نصیرالدین طوسی‌، ابوعلی سینا‌، ابوریحان بیرونی‌، فخر رازی‌، حاجی سبزواری، و عده‌ای بسیار دیگر. شکوه خاصی مجلس را فراگرفته بود، خوشحال بودم که همه علما را در یک مجلس می‌بینم؛ در همین حال دیدم شما (امام خمینی) وارد شدید‌، حکما و فلاسفه همه بلند شدند و به استقبال آمدند و شما را در صدر مجلس نشاندند….
وقتی سخن حاج آقا مصطفی به پایان رسید، امام به او فرمود: این خواب را تو دیدی؟! پاسخ داد: آری. امام فرمود: تو بی‌خود چنین خوابی دیده‌ای! لابد آن شب غذا زیاد خورده بودی؟! همه حاضران به اتفاق امام زدند زیر خنده!
(منبع: کتاب سرگذشت‌های ویژه‌، مصطفی وجدانی، ج۶، ص۵۶)

سرّ عشق-آیت ا… شاه آبادی

حضرت امام خمینی(ره) راجع به این بزرگوار می فرمایند:
»من در مدرسه فیضیه ایشان را ملاقات کردم و یک مسأله عرفانی از ایشان پرسیدم، شروع کردند. به گفتن، فهمیدم اهل کار است. به دنبال ایشان آمدم و اصرار می‎کردم که با ایشان یک درس داشته باشم و ایشان در ابتدا قبول نمی‎کردند تا بالاخره ایشان قبول کردند و من حدود ۷ سال نزد ایشان فصوص و مفتاح الغیب و…خواندم.
آیت ا… شاه آبادی به امام(ره) علاقه زیادی داشت او را با اسم کوچک صدا می‎کردند می‎فرمود: روح ا… !
آری، او امام(ره) را روح خدا می‎دانست.البته علاقه امام هم به استادش بسیار زیاد بود تا آنجا که هرگاه از ایشان نامی به میان می‎آورد می‎فرمود: ”روحی له الفداء“ جانم فدای او باد! این مطلب در کتابهای امام(ره) بخصوص در کتابهای عرفانی ایشان کاملاً مشهود است. (سیمای فرزانگان ج ۳، ص ۸۷ )

آیت الله آخوند ملا على همدانى (وفات ۱۳۵۷ ش)

مرحوم آخوند پیامى براى امام خمینى رحمه الله مى دهد و در آن این تعبیر را مى آورد:اى ابوذر قدرى یواش و آهسته .رهبر کبیر انقلاب در جواب، این پیام را براى آقاى آخوند همدانى مى فرستند: اى سلمان قدرى تو هم حرکت کن (مجله نور علم ، دوره چهارم ، شماره دهم )

سه گام در مسیر دشمن شناسی از منظر امام خمینی(س)

ویژه سالروز صدور فتوای تاریخی امام خمینی (س) علیه کتاب کفرآمیز آیات شیطانی؛

بسمه تعالی
اناالله و اناالیه راجعون(۱)
به اطلاع مسلمانان غیور سراسر جهان می‌رسانم مولف کتاب “آیات شیطانی” که علیه اسلام و پیامبر و قرآن تنظیم و چاپ و منتشر شده است، همچنین ناشرین مطلع از محتوای آن، محکوم به اعدام می‌باشند. از مسلمانان غیور می‌خواهم تا در هر نقطه که آنان را یافتند، سریعا آنها را اعدام نمایند تا دیگر کسی جرأت نکند به مقدسات مسلمین توهین نماید. و هر کس در این راه کشته شود، شهید است انشاءالله.
ضمنا اگر کسی دسترسی به مولف کتاب دارد ولی قدرت اعدام او را ندارد، او را به مردم معرفی نماید تا به جزای اعمالش برسد.
والسلام علیکم و رحمه‌الله و برکاته
روح‌الله الموسوی الخمینی(۲)
ادامه http://z-fajr57.blogfa.com/post/82

حجت الاسلام همتیان : در زمان امام(ره) احدی جرات نمی کرد آبروی کسی را ببرد

معاون اخلاق و تهذیب حوزه علمیه قم با تأکید بر اینکه رعایت اخلاق سیاسی همواره مورد تأکید امام خمینی(ره) بود، گفت: امام خمینی(ره) تا حدی به رعایت اخلاق و حرمت انسان ها اهمیت می دادند که در زمان ایشان و مخصوصا در حضور شخص ایشان، احدی جرأت نمی کرد، غیبت کرده و به کسی تهمت بزند و یا آبروی کسی را ببرد.حجت الاسلام همتیان در گفت وگو با شفقنا: در زمان امام(ره) احدی جرات نمی کرد آبروی کسی را ببرد/ انقلاب ایران پیش از آنکه سیاسی باشد، اخلاقی بود
حجت الاسلام و المسلمین محمد همتیان در گفت وگو با خبرنگار شفقنا(پایگاه بین المللی همکاری های خبری شیعه) با اشاره به فرارسیدن سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی ایران به رهبری امام خمینی(ره) اظهار کرد: انقلاب اسلامی ایران، پیش از آن که یک انقلاب سیاسی باشد، یک انقلاب الهی و اخلاقی بود و این نکته ظریفی است که بنیانگذار این انقلاب یعنی امام خمینی(رض) به آن تأکید داشتند.
او افزود: آن گونه که نزدیکان امام راحل می گویند و شهادت می دهند، امام خمینی(ره) واقعا چه قبل از ۱۵ خرداد سال ۴۲ که رسما مبارزات انقلابی خود را آغاز کردند و چه بعد از آن، تا حدی به رعایت اخلاق و حرمت انسان ها اهمیت می دادند که در زمان ایشان و مخصوصا در حضور شخص ایشان، احدی جرأت نمی کرد غیبت کرده و به کسی تهمت بزند و یا آبروی کسی را ببرد.
معاون اخلاق و تهذیب حوزه علمیه قم با تأکید بر اینکه محضر امام خمینی(ره) یک محضر نورانی بود که شاید کمتر گناهی در آن وجود نداشت، گفت: شخصیت حضرت امام(رض)، بعد از انبیاء و ائمه معصومین(ع) واقعا یک شخصیت بی نظیر است؛ یعنی ما در طول تاریخ بعد از ائمه(ع) شخصیتی با این جامعیت سراغ نداریم.
او گفت: مردم هم امام(رض) را در عین حال که یک مرجع تقلید جامع الشرایط و واجب الاطاعه می دانستند، اما ویژگی های فراوان دیگری را از ایشان سراغ داشتند که باعث می شد حاکم جامعه خویش را با تمام وجود دوست داشته باشند.
حجت الاسلام و المسلمین همتیان گفت: از جمله عواملی که باعث می شد امام خمینی(ره) به یک حاکم محبوب و دوست داشتنی نزد مردم خود بدل شود، این بود که به آن چه که بیان می کرد، در زندگی خود به آن عمل می کرد و مردم با توجه به این خصلت و ویژگی، کاملا به امام(رض) معتقد و مؤمن بودند و باور داشتند که ایشان یک انسان صادق و عامل است؛ لذا می بینیم که در جریان هشت سال جنگ تحمیلی عراق بر علیه ایران، وقتی اشاره می فرمودند که به جبهه ها بروید، سیل خروشان جمعیت پیر و جوان راهی جبهه شده و با همه وجودشان خطر را انتخاب کرده و می پذیرفتند؛ مردم آن چنان به راه امام(ره) معتقد بودند که کوچکترین تردیدی به دل خود راه نمی دادند؛ حتی جوانانی را در تاریخ جنگ ۸ ساله ایران و عراق مشاهده می کنیم که در که اصرار داشتند با پای خود به میدان مین رفته و به شهادت برسند تا این که کشور از گزند دشمنان محفوظ بماند.
او در خصوص حال و هوای فاصله ۱۲ بهمن تا ۲۲ بهمن سال ۵۷ گفت: سال ۵۷ خصوصا ۱۲ بهمن یا قبل از آن که امام خمینی(ره) بارها اعلام کرده بودند که به کشور بر می گردند و تعبیر ایشان هم بود که من می خواهم در کنار جوانان و مردم همه خطرها را به جان بخرم، کشور پر از شور و شادی بود؛ حکومت بختیار فرودگاه ها را بست و آمدن امام(ره) چند روزی به تأخیر افتاد، اما مردم آن چنان شور و شوق نشان می دادند که وصف ناپذیر بود؛ وقتی هم که امام(ره) در ۱۲ بهمن سال ۵۷ به ایران بازگشت و هواپیمای حامل امام(رض) در فرودگاه مهرآباد تهران نشست، جمعیتی به استقبال ایشان آمده بود که اگر کسی بخواهد آن جمعیت را ببیند، باید تشییع جنازه امام(ره) را ببینند؛ یعنی ورود ایشان به میهن، آن چنان بی نظیر بود که برای همیشه در تاریخ ماند.
معاون اخلاق و تهذیب حوزه علمیه قم تأکید کرد: امام خمینی(ره) از نظر رفتاری بسیار شبیه ائمه(ع) بود؛ یعنی ما در زندگی معصومین(ع) می بینیم که عرفان و حماسه را با هم جمع می کنند و برای مثال امام علی(ع) در دل شب، یک عارف کامل و در روز هم یک حماسه ساز بزرگ هستند؛ همین طور امام حسین(ع) و یارانشان؛ امام خمینی(رض) هم مانند ائمه(ع) فردی بود که عرفان و اخلاق را با سیاست جمع کرده بود و در عین این که یک فرد سیاستمدار شناخته می شد، یک عارف بالله و یک معلم اخلاق محسوب می شد.
او اضافه کرد: امام خمینی(ره) در عین حال که بزرگترین سیاستمدار این عصر است و انقلابی را ایجاد کرده که همه دنیا را تکان داد، یک شخصیت اخلاقی و عرفانی هم دارد که از کوچکترین مسائل پرهیز می کند.
حجت الاسلام و المسلمین همتیان گفت: فرمایشات امام راحل که در فرمایشات رهبر معظم انقلاب اسلامی نیز تجلی پیدا می کند، نشان می دهد که، ورود به صحنه های سیاسی اگر چه لازم است، اما در عین حال باید به اخلاق اسلامی و فضائل انسانی مقید بود.
او در پایان گفت: هر چه انسان، راجع به شخصیت امام خمینی(ره) فکر می کند، حقیقتا در خود احساس حقارت می کند، چرا که شخصیت ایشان را در یک قله رفیع می بیند؛ حتما وقتی جوانان ما مطالعاتی در مورد شخصیت امام خمینی(ره) داشته باشند، بالاترین افتخارشان این خواهد بود که مرید و سرباز امام(رض) باشند.

امام (ره) از چه کسی خواستند که در نوفل لوشاتو بماند؟

امام از چه کسی خواست که در نوفل لوشاتو بماند؟

هواپیمای ۷۴۷ ایرفرانس که اجازهٔ فرود گرفته بود، سه بار بر فراز شهر چرخید و از کنار کو‌ه‌های البرز که در نزدیکی شهر بودند گذشت و بعد آرام روی باند آسفالتهٔ فرودگاه مهرآباد تهران فرود آمد.


بعد از ۱۵ سال تبعید، امام خمینی(س) هفتاد و هشت ساله، رهبر معنوی انقلابی که به نقطهٔ اوجش نزدیک شده بود، بالاخره به خانه باز‌گشته بود. این لحظه بدون شک لحظهٔ آغاز دورانی تازه برای کشوری بود که به نظر می‌رسید کاملا از کنترل خارج شده‌ است.


بعد از آن همه تظاهرات‌ خشم و عزاداری که نشانه ‌های بحرانی چندین ساله بودند، ایران از شادی و شعف، غرق در شور شد. میلیون ‌ها نفر از سراسر کشور به پایتخت سرازیر شدند. آن‌ها در جادهٔ چهل کیلومتری بهشت ‌زهرا، جایی که خیلی از شهدای انقلاب دفن شده‌اند، صف بستند تا شاید بتوانند یک نظر آیت ‌الله را ببینند…


به همین مناسبت و در سی و چهارمین بهار انقلاب اسلامی ایران، پایگاه اطلاع رسانی و خبری جماران در ویژه نامه ای به بررسی رویدادها و حوادث چند روز منتهی به پیروزی انقلاب – از ۱۲ بهمن تا ۲۲ بهمن ماه – در سه بخش مجزا (انقلاب به روایت همراهان، دیگران و  اسناد ساواک) می پردازد.


در دومین بخش از این ویژه نامه به مرور خاطرات برخی از  یاران و همراهان حضرت امام(س) در طول دوران مبارزه تحت عنوان “انقلاب به روایت همراهان” می پردازیم.


فاطمه طباطبایی [عروس حضرت امام ]:

بحث و گفتگو درباره سفر پرخطر امام هم چنان ادامه داشت. البته دوستان ترجیح می دادند در حضور ما از خطرات سفر، سخنی نگویند… برای انتخاب خط هوایی هم صحبت هایی شد. تصمیم نهایی این بود که پرواز با خطوط هواپیمایی” ایر فرانس” انجام شود؛ زیرا ایرفرانس یک شرکت معتبر فرانسوی بود و برای رعایت و حفظ اعتبار خود، پیش بینی های لازم برای امنیت پرواز را انجام می داد. دوستان پیشنهاد کردند که به خبرنگارها نیز گفته شود، چنان که مایل هستند، آن ها را نیز با خود همراه کنند.


به محض پخش این خبر، حدود دویست خبرنگار اظهار آمادگی کردند…خانم دباغ [ در آن ایام ] بیمار و در بیمارستان بستری شده بود امام از احمد خواست تا به عیادت او برود و وی را در جریان سفر قرار دهد.


امام از آقای اشراقی خواستند در نوفل لوشاتو بماند و پذیرای کسانی باشد که از کشورهای دور برای دیدارشان آمده بودند. پس از آن، در زمانی مناسب همراه خانم و خانواده اش به ایران برگردد. آقای اشراقی از این که نتوانست با امام همراه شود،‌ غمگین شد و می گفت کنار امام بودن و خطر سفر را تحمل کردن برای من آسان تر از اینجا ماندن و انتظار کشیدن است.


امام هم چنین دستور دادند با مالکان خانه هایی که اجاره کرده بودند، هم چنین با صاحب هتل نوفل لوشاتو صحبت کنند. چنان چه خسارتی به آن ها رسیده است، به ویژه به سبب رفت و آمد زیاد به هتل، به آن ها پرداخت کنند.


اهالی نوفل لوشاتو با شنیدن خبر بازگشت امام به ایران، درخواست دیدار با امام را داشتند. امام با اظهار احترام و محبت به آن ها، از زحمت های ایجاد شده عذرخواهی کردند.
(اقلیم خاطرات؛ دکتر فاطمه طباطبایی، پژوهشکده امام خمینی و انقلاب اسلامی ،۱۳۹۰ ، ص ۵۴۱)


صادق  طباطبایی:
وقتی هواپیما به پرواز درآمد، در دل همه ما شور و ولوله عجیبی بود. بعضی ها سالها بود که به ایران نیامده بودند. خود من دوازده سال بود که از ایران دور بودم. به توصیه امام غذای مسافرین یکسان بود.


در هواپیما جنب و جوش خاصی وجود داشت. یک ساعتی که از پرواز گذشت قسمت بالای هواپیما را آماده کردند و امام به آنجا رفتند و یکی از همراهان هم روی پله ها مستقر شد که افراد متفرقه بالا نروند تا امام بتوانند استراحت کنند. بعد از مدتی من رفتم بالا، ایشان مشغول نماز بودند. در فاصله نمازها، پهلوی ایشان نشستم و مقداری با هم صحبت کردیم. من اجازه گرفتم که یک خبرنگار و فیلمبردار بالا بیایند و در این لحظات گفتگویی انجام دهند.


امام پذیرفتند و من به آقای پیتر شولاتور گزارشگر و مفسر کانال دوم تلویزیون آلمان اطلاع دادم و او به همراه آقای کافمن که فیلمبردار او بود آمدند و مقداری از عبادت های امام تصویر برداشتند و دو سه تا سؤال هم از امام کردند. در این فاصله آقای محتشمی آمد بالا و یک یادداشتی به امام داد و گفت نقل است که به هنگام دلهره و اضطراب این دعا خوانده شود و پایین رفت. وقتی ایشان رفت امام آن یادداشت را بدون آن که به آن نگاه کنند، تا کرده و زیر پتوی خود گذاشتند و نشان دادند که چقدر اضطراب و التهاب دارند ! حدود ۲۰ دقیقه این خبرنگاران فیلم گرفتند و رفتند. حاج احمد آقا آمد بالا و روی کاناپه ها دراز کشید.


شاید یک ساعتی به اذان صبح مانده بود من دو مرتبه نزد امام رفتم. وقتی دوستان در قسمت پایین اعلام کردند وقت نماز صبح شده نماز خواندیم. قبلاً هم از خلبان سؤال کرده بودند که قبله کدام طرف است. گفته بود اگر چند دقیقه صبر کنید تا حدود یک ساعت دیگر قبله چنین حالتی را خواهد داشت.


بعد از نماز صبح دوباره نزد امام رفتم. کمی التهاب و اضطراب هم داشتم… در این فاصله یکی از برادران آمد بالا و رفت به طرف حاج احمد آقا. امام پرسیدند چه کار داری؟ گفت می خواهم بیدارشان کنم؛ چون چند دقیقه دیگر نماز قضا می شود. امام با یک حالت آمیخته به اعتراضی گفتند نکن. او گفت: نماز قضا می شود. امام گفتند: مگر به شما گفته است که برای نماز بیدارش کنید؟ او گفت: نه، به من نگفته است. امام گفتند : حق ندارید بیدارش کنید. او هم برگشت و رفت.
(خاطرات سیاسی اجتماعی، صادق طباطبایی، نشرعروج ،۱۳۸۷،ج ۳، ص ۲۱۱)


فاطمه طباطبایی :
[پیشنهاد شد من با بچه ها به آلمان نزد همسر برادرم بروم و مدتی بعد به ایران برگردیم، احمد نیز از این پیشنهاد استقبال کرد]
بار دیگر لحظه سخت وداع رسید. با امام و خانم خداحافظی کردم، اما با احمد! پیش از هر واژه ای برای خداحافظی نگاه بین ما بود. نگاهی که در آن بیم و دلهره موج می زد. نگاهی که بیانگر احساس مان بود. باز هم جدایی… تلاش کردم که با رفتارم احمد را نگران نکنم، اما او خود بیش از من نگران بود. نگران من و بچه ها، نگران جان امام، نگران انقلابی که در پیش است و …


شب بود که سوار قطارشدیم داخل قطار، آن قدر سرد بود که ما تا صبح لرزیدیم…سرانجام صبح به آلمان رسیدیم. … [نگرانی و دلواپسی زیادی داشتیم، چه برسر پرواز انقلاب خواهد آمد !] رادیو، بسیار سخت موج ایران را می گرفت. تلویزیون آلمان، هر خبری را که مصلحت می دید، پخش می کرد. برقراری ارتباط تلفنی با ایران نیز بسیار مشکل بود.


از کنار رادیو و تلویزیون دور نمی شدیم، یکی از دوستان مقیم آلمان از تلویزیون آلمان، خبر داد که شبکه ای از تلویزیون آلمان، تصویر خبر ورود امام را به ایران پخش می کند. تماشای ورود امام به خاک وطن از تلویزیون آلمان و استقبال بی مانند مردم مهربان و وفادار به رهبر خویش را دیدم. لحظاتی که در تاریخ هر ملتی تکرار شدنی نیست.


پس از چهارده سال دوری از وطن، امام با افتخار و شکوهی بی مانند به وطن بازگشت. تماشای مراسم استقبال از صفحه تلویزیون حس عجیبی در جانم می ریخت. بی اختیار اشک از چشمانم سرازیر بود.در اوج پیروزی دوست داشتم میان مردم بودم. شاهد پیروزی بودم. کنار امام بودم. با احمد بودم…
(اقلیم خاطرات؛ دکتر فاطمه طباطبایی، پژوهشکده امام خمینی و انقلاب اسلامی ،۱۳۹۰، ص  ۵۴۴) منبع : سایت جماران

اعتراف ژنرال هایزر در مورد نقش رهبرى امام خمینى (ره)

فضاى اختناق و جو مرگبارى که پس از کودتاى امریکایى ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ شدت یافته بود، ایامى چند در سال ۱۳۴۱، با قیام مردم به رهبرى علما و نقش تعیین‏ کنندۀ امام خمینى در مبارزه علیه تصویب‏ کنندگان لایحۀ انجمن‌هاى ایالتى و ولایتى، در هم شکست. دولت وقت ـ به صدارت اسداللّه‏ علم ـ عقب‏ نشینى کرد، قیام به نفع مردم و روحانیت خاتمه یافت.


اما امام خمینى(س) پرچم مبارزه را بر زمین ننهاد و مردم را به ادامۀ قیام علیه خودسری‌ها و سیاست‌هاى رژیم وابستۀ شاه فراخواند، نقطۀ عطف این مرحله از مبارزات امام، مخالفت با رفراندوم امریکایى شاه در ۶ بهمن ۱۳۴۱ تحت عنوان «انقلاب سفید»  بود. در پى آن، مأموران نظامى و انتظامى رژیم به همراه جمعى از چماقداران و اوباش در ۲ فروردین ۱۳۴۲ ـ مصادف با سالگرد شهادت حضرت امام جعفر صادق(ع) ـ به مدرسه فیضیه قم یورش بردند.


این واقعه و فشارهاى پس از آن، نتیجه‏ اى معکوس براى رژیم داشت. امام خمینى در هر فرصتى ـ با تأکید بر اصل جدا نبودن دین از سیاست ـ مردم و روحانیت را به قیام عمومى فرا مى ‏خواند. محور مخالفت‌ها و افشاگری‌هاى امام در این مقطع عبارت بود از: تأکید بر وابستگى همه جانبۀ شاه به بیگانگان به ویژه دولت امریکا، روابط پشت پرده و پیوندهاى رو به گسترش شاه با اسرائیل، مخالفت مخفى و علنى شاه با احکام مترقى اسلام، و سلب آزادی هاى مردم توسط رژیم.

ادامه http://z-fajr57.blogfa.com/post/49

خاطره عبرت انگیز امام (ره) و زن مستمند

مرحوم آقای اسلامی تربتی که همسایه امام در قم بود نقل می کردند: روزی با امام در حال رفتن به درس مرحوم آقای شاه آبادی بودیم فصل زمستان بسیار سردی بود. از کنار مدرسه حجتیه عبور می کردیم که دیدیم خانمی کنار رودخانه نشسته و لباس می شوید (نمی دانم مال خودش بود یا کلفت بود) می دیدیم که یخ های رودخانه را می شکست و کهنه می شست بعد دستش را از آب بیرون می آورد و مقداری با دمای بدنش گرم می کرد و دوباره می شست.
امام قدری به او نگاه کرد و بعد به من فرمود: شما بروید بعد من می آیم. عرض کردم: چه کاری دارید اگر امری هست بفرمایید. گفتند: نه شما بروید و خودشان ایستادند و به کمک آن خانم لباس ها را شستند و کنار گذاشتند و چیزی هم یادداشت کردند که بعد معلوم شد نشانی آن خانم مستمند را از او گرفته بودند.
هر چه از ایشان پرسیدم قضیه چه بود می فرمودند: چیزی نبود. بعد معلوم شد به آن خانم گفته اند: شما بیایید منزل من دستور می دهم آب گرم کنند و شما دیگر اینجا نیایید و با آب گرم لباس بشویید و خود من هم کمکتان می کنم.»
واقعیت این است که کمک به محرومین سیره عملی امام بود اگر معظم له می فرمود: « گمان نمی کنم عبادتی بالاتر از خدمت به محرومین وجود داشته باشد پیش خدای تبارک و تعالی کمتر خدمتی است که به اندازه خدمت به زاغه نشینان فایده داشته باشد و یک موی این سر کوخ نشینان و شهید دادگان به همه کاخ نشینان جهان شرف و برتری دارد.» باوری است که حضرت امام در طول حیات پر برکت خویش به آن پایبند و آن را عملی کرده است.
خاطره مطرح شده عمق اعتقاد امام به توده های زجر کشیده و محروم را به خوبی ترسیم کرده است و این موضوع مهمی است است.

منبع : تابناک

علاقه‌ی امام خمینی به دعای کمیل و مناجات شعبانیه

آیت الله خامنه ای:
 یک بار از ایشان(امام) سؤال کردم که در میان دعاهای معروف، به کدامیک از آنها بیشتر اُنس یا اعتقاد دارید؟
 ایشان بعد از تأملی فرمودند: «دعای کمیل و مناجات شعبانیه».
وقتی که شما به این دو دعا مراجعه می‌کنید با این‌که دعاهای دیگر هم – مثل ابوحمزه‌ی ثمالی و یا دعای امام حسین در روز عرفه و دعاهای فراوان دیگر – برقراری رابطه با خداست؛ اما در این دو دعا و مناجات حالت استغفار و انابه و استغاثه و تضرع به پروردگار را به ‌شکل عاشقانه‌ی آن مشاهده می‌کنید.
دعای کمیل هم مناجاتی با خدای متعال است و رابطه‌ی محبت و عشق میان بنده و معبود را ترسیم می‌کند و این همان چیزی بود که امام بزرگوار ما، روح و دل خود را از آن روشن و منوّر می‌داشت.

خاطره ای از امام خمینی(ره) در مورد حجاب

یکى از محافظین بیت امام(ره) نقل می کند: از خاطرات من مسأله دقّت در رعایت حجاب نزدیکان امام(ره) از جانب ایشان بود. بعضا لازم مى شد که ما به طور سر زده به خدمت ایشان برسیم و مطلبى را عرض نماییم. بلافاصله بعد از زدن درب و تقاضاى ورود از جانب ما، اگر از بستگان امام نزد ایشان بودند، خیلى سریع مى گفتند: که کمى صبر کنید و بعد به بستگان خویش تذکر مى دادند چادر خود را بر سر گذارند، تا وارد شویم و بالعکس اگر ما در داخل خانه بودیم و یکى از بستگان امام(ره) قصد دخول داشتند، بلافاصله امام خمینی(ره) مى فرمودند که : یا الله یا الله نامحرم داخل اتاق است.

منبع :پاسداران حجاب، صفحه ۴۹

«تاکتیک های مبارزاتی امام خمینی(س)» مکتوب شد

«تاکتیک‌های مبارزاتی امام خمینی(س)» به قلم حسین احمدی به نگارش درآمده و انتشارات مرکز اسناد انقلاب اسلامی نیز آن را در ۴۹۶ صفحه منتشر کرده است.


به گزارش خبرگزاری قرآنی ایران(ایکنا)، این کتاب در سه بخش با عناوین ویژگی‌های مبارزه و قیام امام خمینی(س)، دامنه و گستره مبارزاتی امام خمینی(س) و راهکارهای امام خمینی(س) در دوران مبارزه تدوین شده است که در بخش اول خصوصیات شخصیتی امام خمینی(س) و تأثیر آن بر شیوه مبارزاتی ایشان و امام خمینی(س) و بهره‌گیری از آموزه‌های دینی و مظاهر ملی در مبارزه بررسی شده است.


نویسنده در بخش دوم موضوعاتی همچون امام خمینی و شیوه مبارزه در دوره پهلوی اول، استراتژی مبارزاتی امام خمینی(س) با پهلوی دوم از آغاز تا زمان تبعید، ابزار و اشکال مبارزه امام خمینی(س) در دوران تبعید و در بخش سوم نیز شگردهای مبارزاتی امام در حوزه اقتصاد و تاکتیک‌های سیاسی امام در روند مبارزه و در حوزه فرهنگ بررسی کرده است.


در مقدمه این کتاب چنین می‌خوانیم: «وجود سه عنصر رهبری، حضور مردم و ایدئولوژی انقلابی‌ برای هر انقلابی لازم است. در انقلاب اسلامی ‌ایران نیز پیوند عمیق و آگاهانه‌ رهبری و مردم براساس مکتب تشیع عامل محرکه‌ انقلاب بود. امام‌ خمینی(س) روحانی مجاهد و مرجع تقلید مبارزی بود که با الهام از سیره‌ نبی‌ گرامی ‌اسلام(ص) و امامان شیعه و در سایه‌ درس‌آموزی از تاریخ اسلام و کسب تجربه از رویدادهای زندگی، مبارزه با ظلم و جور سلسله‌ پهلوی را تکلیف شرعی و الهی دانسته و ابتدا در یک فرآیند نسبتاً طولانی با توکل بر خدا و اخلاص در اعمال و رفتار خویش، با تبلیغ و ترویج اسلام ناب محمدی(ص)، مردم و فضای فکری حوزه‌های علمیه را با جریان مبارزه همراه کرد.


نگارنده در این نوشته برای ترسیم کلی رهنمودهای مبارزاتی حضرت امام خمینی(س) از شیوه موضوع‌نگاری بهره برده و بر این باور است که برای شناخت راهبردهای انقلابی و مبارزاتی معمار کبیر انقلاب اسلامی در ابتدا باید به خوبی چارچوب‌های نظری و فکری ایشان را مورد توجه و مطالعه قرار داد.


در این نوشته از آثار و منابع و مآخذ زیادی استفاده شده که متعلق به افراد و گروه‌های اجتماعی از طیف‌های مختلف فکری و سیاسی بوده است. نگارنده نیز از اطلاعات و تحلیل‌های آنان تنها بر مبنای اصول علمی و اسلوب نوشتاری بهره برده است. این سخن به معنای این است که استفاده موردی از کتب و مقالاتی که در ارجاعات پایانی صفحه و کتابنامه از آنان نامی برده شده، به معنای تأیید تمام مطالب آن نوشته یا کتاب از سوی نگارنده این تحقیق نیست.


انتشارات مرکز اسناد انقلاب اسلامی این کتاب را در دو هزار نسخه با قیمت ۹۹ هزار ریال منتشر کرده است.

امام خمینی (ره) چگونه ملقب به «امام» شد؟

استفاده از عنوان امام برای رهبران مذهبی و سیاسی در میان اهل تسنن موارد متعددی را شامل می شود و پیروان و هواداران این شخصیت ها در جهان عرب از عنوان امام به معنای رهبر و پیشوای سیاسی درباره افراد فراوانی استفاده کرده اند اما برپایه اهمیت و جایگاهی که برای عنوان و لقب امام در فرهنگ شیعی ایران وجود دارد تقریباً کمتر کسی از میان شخصیت های سیاسی و مذهبی توانسته به صورت گسترده و همه گیر واجد این عنوان و لقب شود و مورد قبول عموم قرار گیرد. امام خمینی(س) از چنان ویژگی و جایگاهی برخورادر بودند که با مقبولیت و گستردگی بی چون چرایی این عنوان را کسب کردند و این عنوان برای ایشان چنان جاافتاده و مقبول افتاد که ابداع و نخستین به کارگیری آن توسط مبارزین و هواداران حضرت امام نیاز به تحقیق و پژوهش دارد.


به گزارش پایگاه اطلاع رسانی و خبری جماران، رحیم نیکبخت پژوهشگر تاریخ انقلاب اسلامی در این نوشتار موارد به کار گیری و مقبولیت یافتن عنوان امام خمینی را براساس آنچه که در اسناد و مدارک یافتنی بود را بررسی کرده است. این بررسی در میان برخی از اسناد و مدارک آرشیوهای ایران صورت گرفته و ممکن است لزوماً شامل همه اسناد به ویژه آنچه که در فضای حوزه علمیه نجف عنوان امام خمینی برای ایشان به گرفته شده نشود.


پس از آنکه در مراسمی به مناسبت درگذشت حاج آقا مصطفی خمینی فرزند ارشد امام خمینی در مسجد ارک تهران در تاریخ ۱۳۵۶/۸/۸ برگزار گردید. دکتر حسن روحانی پیشنهادی را در مورد ایشان مطرح ساخت که به سرعت مورد تأیید مردم سراسر ایران قرار گرفت. در این مختصر بر آن هستیم مواردی که از لفظ «امام» برای امام خمینی‌(س) تا قبل از این مراسم استفاده شده را مرور کنیم پرواضح است، این بررسی تاریخی از افتخار دکتر روحانی در طرح و پیشنهاد عنوان «امام خمینی» نمی‌کاهد به ویژه آن‌که عمومیت پیدا کردن این امر پس از مراسم مسجد ارک بوده است.


خمینی را مثل امام وارد کردند

در بررسی اسناد و منابع تاریخ انقلاب اسلامی اولین جایی که لفظ و عنوان امام برای امام به کار برده شده است به ساواک باز می‌گردد. در گزارشی که ساواک از سخنرانی روز ۱۳۴۲/۳/۱۳ (عصر عاشورا) تهیه کرده است عنوان گردید:

«موضوع: سخنرانی آیت‌الله خمینی در قم      شماره: ۸۳۱/ بخش ۳۱۲

محل: قم                                            تاریخ حادثه: ۱۳۴۲/۳/۱۳[۱۳]

منبع خبر: مأمور ویژه

اظهار می‌داشتند در تاریخ قم چنین جمعیتی دیده نشده است. دوازده بلندگو در مسجد اعظم مدرسه فیضیه، صحن بزرگ جلوی میدان نصب کرده بودند… خمینی را مثل امام وارد کردند و تمام جمعیت آنچنان صلوات می‌فرستادند که تا دو کیلومتر صدای آن می‌رفت…»[۱]


به نام تو سوگند

به نام تو سوگند عنوان قصیده‌ای وزین در ۴۸ بیت از نعمت‌الله میرزازاده با تخلص م- آذرم است که در سال ۱۳۴۴ سروده شده است. در این قصیده زیبا که با بیت:

ای ز وطن دور ای مجاهد دَربند

ای دل اهل وطن به مهر تو پیوند

شروع می‌شود در وصف رهبر انقلاب اسلامی سروده شده در بیت نهم آمده است:

ای ز وطن دور ای «امام خمینی»

ای تو علی را یگانه پور همانند[۲]

از همین شاعر قصیده‌ای دیگر وجود دارد که «رهبر برگزیده» نام دارد و با بیت زیر شروع می‌شود:

«الا ای امام بحقّ برگزیـده

الا ای تو اسلام را نور دیده»

این قصیده در سال ۱۳۴۹ در ۴۹ بیت سروده شده است در این قصیده اشاراتی به طرح درس ولایت فقیه یا حکومت اسلامی امام خمینی هم گردیده است. ابیاتی از این قصیده چنین است:

تویـی آن کـه اسلام بالیــده از تــو                  به گیتی که اینک نگـر ایـن پدیــده

امـام بحـق ای خمینـی کـه ایــران                تـو را چند سالی‌ست دوری کشیـده

بزرگـا! امـامـا! کـه بعد از امـامـان               چنان چون، تو اسلام رهبــر ندیــده

زعیــا! امـامـا! از ایــران چـه پرسی               که سجن بزرگی است، در خون تپیده

در این قصیده به شهادت آیت‌الله سعیدی هم اشاره رفته است:

محمدرضای سعیـدی، بزرگـی

که اسلام او را به جان پروریده

ز بیداد ضحاک و دژخیمهایش

شهیدی است اینک به خون آرمیده[۳]


استاد فرزانه محمدرضا حکیمی نیز در کتاب “سرود جهش‌ها” که در سال ۱۳۴۲ به رشته نگارش کشید، چنین آورد: …در این روز و روزگار، دیگر این نشان تشیع را بر کسی ندیدیم و این سخن عزیز شیعی «انتم علی احدی الحسنین» را از کسی نشنیدیم، مگر از پیشوای شیعی اندیش معاصر و یادگار پیشینه‌های شیعه، امام خمینی…»


امام المسلمین

آیت‌الله بنی فضل از علمای مبارز آذربایجانی و از مریدان حضرت امام و شهید آیت‌الله قاضی طباطبایی هستند که نقش مهمی در ارتباط بین قم و آذربایجان بر عهده داشتند. آیت‌الله مرتضی بنی فضل* طی نامه‌ای در تاریخ ۱۳۴۴/۸/۱۳ پس از تغییر محل تبعید امام از ترکیه به عراق خطاب به رهبر نهضت اسلامی عنوان نموده بود: «محضر انور مقدس حضرت آیت‌الله العظمی امام المسلمین رئیس‌الملـﺔ و الدین آقای خمینی مدظله العالی جعلنا فداک»


بین آیت‌الله بنی فضل و آیت‌الله حاج آقا مصطفی خمینی دوستی و رفاقتی هم وجود داشته است. در تأیید این دوستی در قسمت پایانی نامه می‌خوانیم:


«به حضور محترم حضرت مستطاب حجـﺔالاسلام والمسلمین آقای آقا مصطفی به عرض سلام و ابراز مراتب ارادت مُصدعم»[۴]


ذبوا فی الامام الخمینی

آیت‌الله محمدباقر صدر جمله‌ای معروف دارد که مراتب معنوی رهبر نهضت اسلامی را نشان می‌دهد. موضوع صریح و قاطع حضرت امام در مقابل رژیم بعثی عراق که برآن بود علما و طلاب حوزه علمیه نجف را از این کشور اخراج نماید موجب نزدیکی هرچه بیشتر شهید محمدباقر صدر به حضرت امام گردید. نزدیکی و ارادت شهید صدر از جمله‌ای که بیان کرده روشن می‌شود:

«ذبوا فی الامام الخمینی کما ذاب فی الاسلام»؛ «ذوب شوید در امام خمینی همچنان که او در اسلام ذوب شده است.»[۵]


ابراهیم زمان؛ امام خمینی

رحلت غریبانه حاج آقا مصطفی خمینی از «الطاف خفیه الهی» بود. این لطف الهی در زمانی اتفاق افتاد که می‌رفت مسیر تاریخ ایران در فضای باز سیاسی دیکته‌ای کارتر به سمت و سویی دیگر سوق کند. این رحلت سراسر ایران را در ماتم و اندوه فرو برد. موجی که این حادثه تلخ ایجاد کرد تمام تلاش‌های چندین ساله رژیم پهلوی در مبارزه با مبارزات و یاد و نام امام خمینی را برهم زد. در سراسر ایران مریدان و علاقمندان حضرتش با برپایی مراسم گرامی‌داشت یاد حاج آقا مصطفی و تجلیل از مبارزات حضرت امام پرداختند. مهمترین مراسم بزرگداشت در مسجد ارک تهران با برنامه‌ریزی مبارزان مسلمان برگزار گردید.


انتخاب یک سخنران برجسته، برای این مراسم بسیار حساس و در عین حال مهم بود، سرانجام پس از مشورت فراوان حجـﺔالاسلام حسن روحانی انتخاب شد. وی درباره‌ی انتخاب خویش می‌گوید: «… مرحوم مطهری به من زنگ زد و گفت: «ما می‌خواهیم دو مجلس مهم برقرار کنیم، یکی در تهران و دیگری در قم، شما یکی از این دو شهر را انتخاب کنید و به منبر بروید…» من جواب دادم که ممنوع‌المنبر هستم، او گفت: «همین خوب است که شما ممنوع‌المنبرید، پس شما تهران را قبول کنید» و همان بعدازظهر به من زنگ زد که جلسه در مسجد ارک است.»[۶]


وی در ادامه سخنان خود درباره‌ی کارهای قبل از رفتن به این مراسم چنین می‌گوید: «مرحوم مطهری و بازرگان و… صاحبان مجلس بودند… من چون ممنوع‌المنبر بودم، مطمئن بودم که دستگیر می‌شوم، لذا با مراجعه به یکی از دوستان، مقداری پول گرفتم و گفتم من دارم می‌روم و دیگر برنمی‌گردم، شما این پول را داشته باشید و اگر حادثه‌ای پیش آمد، من به فلانی و فلانی سفارش کرده‌ام، وصیت‌نامه‌ای هم نوشتم، اگر طوری شدم این را عمل کنید… با آقای اکرمی به طرف مسجد ارک حرکت کردیم، طوری حرکت کردیم که قبل از شروع ساعت به مجلس برسیم، این بدین علت بود که احتمال داشت که [ساواک می‌دانست] من می‌خواهم به منبر بروم و من را بیرون مجلس بگیرند، لذا زودتر رفتیم که بعد از منبر ما را بگیرند. وقتی رسیدیم نیروهای نظامی فراوانی آمده بود.


تمام خیابان‌های اطراف مسجد ارک کامیون‌های ارتش بود، نیروهای شهربانی خیلی آمده بودند و جو، جو نظامی بود. چند افسر شهربانی هم داخل حیاط [مسجد ارک] بودند، حتی تعدادی ماشین پشت دادگستری چیده بودند، پشت‌بام مسجد هم نیرو بود، ما وارد مسجد شدیم، هنوز کسی نیامده بود، عده‌ای از دوستان در حیاط بودند. یادم است آقای موسوی خوئینی‌ها در حیاط بود. ایشان برگه‌ای به من دادند که برای مردم اعلام کنم که مثلاً در شب دیگری در مسجد «همت»، یک مجلس هست، آقای خلخالی را دیدم، مرحوم مطهری جلوی در به عنوان صاحب مجلس ایستاده بود و بازرگان و تمام ملی‌ها بودند… آقای فلسفی، خزعلی، بازاری‌ها، بچه‌های مؤتلفه، دانشجوها همه حضور داشتند.»


براساس گزارش ساواک عده‌ی زیادی از مردم قم نیز به وسیله‌ی اتوبوس‌هایی که از طرف مرتضی حائری و به دستور آیت‌الله پسندیده اجاره شده بود، به تهران و به مسجد ارک آمده بودند. حجـتالاسلام آقای روحانی پس از ورود به مسجد، روی منبر قرار گرفت و سخنرانی تاریخی خویش را آغاز کرد. دکتر روحانی درباره‌ی آن پیشنهاد مهم چنین می‌گوید: «من در مسیر راه که به مسجد می‌آمدم، اصل اینکه در سخنرانی از کجا وارد بحث شوم، در ذهنم بود. شب قبل فکر کرده بودم و در ذهنم این بود که امام را به ابراهیم خلیل و حاج مصطفی را به اسماعیل تطبیق دهم و حتی آیه هم در ذهنم بود که شب قبل فکر کرده بودم…»


ایشان در ادامه‌ی مصاحبه درباره‌ی اطلاق واژه‌ی «امام» برای آیت‌الله خمینی می‌گوید: وقتی به مسجد می‌آمدم در ذهنم بود که لقب امام را برای رهبر انقلاب پیشنهاد کنم [با خود فکر می‌کردم] آیا این را بگویم مورد پذیرش قرار می‌گیرد یا خیر. دوم آنکه کلام امام در جامعه خیلی واژه‌ی مقدسی بود و معمولاً مردم این واژه را برای ائمه‌ی معصومین و امامان اطلاق می‌کردند؛ اگر ما این را بگوییم، برای مردم عجیب و غریب نیست! نمی‌گویند می‌خواهند یک امام سیزدهم درست کنند، من همین طور مردد بودم تا اینکه در کنار مسجد تصمیم گرفتم که بگویم.»[۷]


فرازهای مهم سخنرانی دکتر روحانی چنین است: «قلنا یا نارکونی برداً و سلاماً علی ابراهیم» دشمن، غافل از یاری و تأیید حق است. اگر آتشی در اینجا در زندان و حصر، اگر آتشی در بورسای ترکیه و اگر آتشی در عراق برافروختند، ما ابراهیم زمان را حفاظت می‌کنیم. «و ارادو به کیداً فجعلنا الاخسرین» ابراهیم عزیز! هر توطئه و کیدی که برای تو طراحی کردند، ما تو را کمک کردیم و آنها را شکست خورده و خسران‌زده ساختیم. «و نجیناه ولوطاً الی الارض التی بارکنا فیها للعالمین»* ابراهیم! تو را در کنار رسول و پیامبری دیگر به سرزمین مبارک رساندیم.


ای خمینی عزیز (صلوات حضار) تو و فرزند فرزانه و مصطفای عزیزت را به سرزمین مبارک، «الی الارض التی با رکنا فیها للعالمین»، کنار حرم مولایت امیرالمؤمنین رساندیم. بگذار موجی در حوزه‌ی کهنسال نجف، ایجاد شود. بگذار دشمنان بزرگ این حوزه، با عظمت علمی تو آشنا شوند. دشمن خواست تا تو در دریای نجف غرق شوی. نمی‌دانست تو کشتی نجات‌بخش و سفینـﺔالنجاﺓ خواهی شد. بگذار جهانیان بیشتر و بهتر ترا بشناسند، ای ابراهیم زمان!


ای ابراهیم عزیز! همه امتحانات سخت و بزرگ برای تو پیش آمد. امّا آخرین امتحان را هم باید بگذرانی که: «ان هذا لهوالبلاء المبین»* آن زمان آزمایش بزرگ و آشکار مربوط به اسماعیل عزیزت می‌باشد. آنگاه که همه‌ی امتحانات و آزمایشات را با موفقیت پشت سر گذاشتی، «و اذا ابتلی ابراهیم ربه بکلمات فاتمّهن قال انی جاعلک لِلناس اماما»** آنگاه تو به مقام والای امامت می‌رسی. امامت مقامی است که آخرین امتحان آن، امتحان فرزند است. ابراهیم! اکنون که این امتحان را هم با موفقیت گذراندی پس «انی جاعلک للناس اماماً». و لذا من یک لقب برای مرجع بزرگ و رهبر عظیم‌الشأن، آن ابراهیم زمان، می‌پسندم و آن لقب امام است. بنابراین «امام خمینی». (صلوات حضار).


می‌دانید در شهادت و مرگ این عزیز چه موجی در داخل و خارج کشور ایجاد شد؟! در طول هفته‌ی گذشته از آمریکا، اروپا و آسیا صدها تلگرام تسلیت مخابره شد، امّا از ایران فقط سه تلگرام به محضرشان رسید!. (گریه شدید حضار). چرا؟ ایرانی که مردم آن همه عقیده و ارادت به امامت، به علی بن موسی الرضا ثامن الحجج علیه‌السلام دارند و امام هشتم فخر و افتخار همه ایرانی‌ها است، جشن میلاد و چراغانی آن حضرت را برهم زدند و پرچم سیاه برافراشتند. (گریه شدید حضار). سراسر کشور را ماتم و عزا فراگرفته است. چرا از ایران فقط سه تلگرام مخابره شده است؟ ای مرجع عزیز و بزرگ! اگر از ایران تلگرامی به دست تو نرسیده، این همه گریه و فریاد و ناله مردم را بشنو و ببین. (گریه شدید حضار). مردم به تو و راه تو و نهضت تو عشق می‌ورزند.


اینکه از ایران فقط سه تلگرام به ایشان رسیده حکایت از یکی از این چند امر دارد: یا آنقدر اختناق است که کسی جرأت نمی‌کند به مرجع بزرگش تلگرام تسلیتی مخابره کند، یا شرکت مخابرات برخلاف همه‌ی قوانین و مقررات تلگرام مردم را نمی‌پذیرد، یا تلگرام‌ها را می‌گیرند ولی مخابره نمی‌کنند. هر خبر بی‌اهمیتی باید در سطح مملکت پخش شود امّا خبر شهادت و رحلت عزیز ما (گریه شدید حضار) فقط یکبار در روزنامه، آن هم به عنوان اعلان مجلس ختم درج می‌شود. حتی اعلان ختم را پس از یک نوبت دیگر چاپ نکردند! چرا؟ چرا این همه اختناق و سانسور و چرا این همه خفقان؟ دلیل این سانسور و اختناق ترس هیئت حاکمه از قدرت روحانیت، از قدرت مرجعیت و بالاخره ترس از هیجان و غلیان احساسات مردم است.[۸]


مرور گزارش ساواک هم از این مراسم بی‌لطف نیست:

موضوع: برگزاری مجلس ختم مصطفی خمینی در مسجد ارک

«از ساعت ۱۵:۰۰ الی ۱۷:۰۰ روز یکشنبه مورخه ۵۶/۸/۸ از طرف بازرگانان، بازاریان، اساتید دانشگاه مجلس ختم یاد شده بالا در مسجد ارک برگزار گردید که در حدود ۸ هزار نفر از طبقات مختلف مردم از جمله، جامعه روحانیت تهران، اساتید دانشگاه، دانشجویان، جامعه مهندسین، رهبران سابق جبهه به اصطلاح ملی و رهبران نهضت به اصطلاح آزادی، بازاریان و افراد عادی در آن شرکت داشتند و افراد سرشناس زیر بین جمعیت شناخته گردیدند.


مهندس بازرگان، دکتر عباس شیبانی، داریوش فروهر، خسرو سیف، رادنیا، مانیان، حاجی شانه‌چی، حاج علی بابائی، مرتضی افشاری، محسن فیروز آبادی، فتح‌الملوکی، محمد رازی، عبدالله سلطانی، محمد خلیل‌نیا، مصطفی صادقی، حاج محمود لباف، حسین مجاهد، توسلی متصدی مسجد ارک، شیخ زادگان، مطهری واعظ، فلسفی واعظ، شیخ شجونی، حاج احمد صادق، تا ساعت ۱۵:۳۰ تلاوت قرآن مجید ادامه داشت و سپس آقای روحانی واعظ سخنرانی مجلس را به عهده گرفت و قبل از ورود به منبر در جلو در ورودی مسجد مطالبی را مطهری، دکتر مفتح و بازرگان در گوشی به او گفتند و سپس چند شعار علیه دولت داده شد که بلافاصله آقای توسلی متصدی مسجد ارک برای خاموش کردن شعار و هیاهو پشت میکروفن قرار گرفت و گفت صلوات بلندی برای حضرت قائم که کوبنده کاخ ستمگران و ظالمان است.


بعد از صلوات، آقای روحانی سخنرانی خود را با تلاوتی چند از قرآن مجید شروع نمود. سپس جامعه روحانیت را به دو گروه تقسیم نمود. دسته اول علما و روحانیونی هستند که خدا در قرآن از آنان یاد کرده. این عده هیچ‌گاه از ارشاد مردم و هدایت آنان به سوی خداپرستی و انصاف غافل نبوده و تسلیم حکام جابر و ستمگر نمی‌شوند و دسته دوم علما و روحانیونی هستند که ما آنان را روحانی‌نما یاد می‌کنیم. این گروه دزد لباس روحانیت هستند و چهره آنان برای بیشتر مردم شناخته شده بوده و به اعمال و رفتارشان واقف هستند چون علمای شیعه واقعی هیچ‌گاه عکس حکام جابر را بالای سر خود نمی‌زنند.


این افراد رذل و ضاله تملق و چاپلوسی را به آن حد رسانیده‌اند که حتی آیات قرآن را به نفع طبقه حاکم تفسیر و تعبیر کرده‌اند. این مزدوران خودفروش برای نابودی اسلام بپا خواسته‌اند در صورتی که اسلام و فروغ جامعه پاک روحانیت با اعمال این فرومایگان ناپاک و خاموش نخواهد شد. سپس به واقعه فوت سید مصطفی خمینی اشاره کرد و ضمن تشریح ماجرا گفت آیت‌الله خمینی با شنیدن مرگ فرزندش شجاعانه ایستادگی کرد و در برابر آقای خوئی و علمای دیگر گفتند من مصطفی را امید آینده خود می‌دانستم و پس از دلداری حاضرین جنازه به کربلا برده شد و پس از طواف به نجف بازگرداندند.


آن‌گاه واقعه مرگ مصطفی را با مصائبی که به حضرت ابراهیم وارد آمد تشبیه کرد و گفت ای آیت‌الله بزرگ و مرجع شیعه جهانی، ای ابراهیم زمان، ای امام خمینی تو را در آتش فرعون ایران انداختند خدانگهداری نمود سپس تو را در آتش ترکیه انداختند نجات یافتی و آنگاه تو را در آتش بغداد انداختند و در آنجا هم خداوند بزرگ ترا نگه داشت.


درود بی‌پایان به تو و فرزندت باد این مظهر آزادگی و انسانیت. سپس به شرح حال زندگی سید مصطفی خمینی که صاحب تألیفات عدیده است پرداخت. در خاتمه از همبستگی ملت ایران و شرکت‌کنندگان در مجلس ختم تجلیل نمود و گفت ای آیت‌الله خمینی بدان و آگاه باش اگر پنج هزار تلگرام تسلیت از ممالک اروپایی و آمریکایی و سایر کشورهای اسلامی برایت ارسال شد و از کشور شیعه خودت فقط سه فقره تلگراف برایت مخابره شد علت آن را خودت بهتر می‌دانی چون رعب و هراس و وحشت از ظالمان نمی‌گذارد ملت ایران برایت تسلیت مخابره کند برای اعلام مجلس ختم فرزندت فقط یکبار اجازه داده شده که در روزنامه به آگاهی عموم رسانده شود به هر حال این همه گریه و زجه و ناله و فریاد بهترین تلگرام‌هایی است که ما در اینجا نثارت می‌کنیم. در این موقع مردم به شدت گریه کردند و برای بازگشت آیت‌الله خمینی به ایران دعا نمودند.


نظریه شنبه: نظری ندارد.

نظریه یکشنبه: ضمن تأیید مفاد گزارش خبر جریان برگزاری مجلس مذکور قبلاً به استحضار رسیده است.

نظریه سه‌شنبه: نظریه یکشنبه مورد تأیید است. رهبر

نظریه چهارشنبه: نظریه سه‌شنبه تأیید می‌گردد. آرزو

دایره بررسی- آقای جهانبخش

- بهره‌برداری شود

- روحانی شناسایی و مشخصات وی تهیه پرونده تشکیل گردد

- به اداره پنجم اعلام شود که چنانچه تقاضای گذرنامه نمود قبلاً نظر این اداره کل استعلام گردد

- ۱۶/۸[۹]»

[۱]. جواد منصوری، تاریخ قیام ۱۵ خرداد به روایت اسناد، ج اول، تهران، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، ۱۳۷۷، سند شماره ۱۴۸/۳٫

[۲]. مصطفی فیض، توصیف خاکیان از آفتاب، تهران، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، ۱۳۸۱، ص ۱۲۵٫

[۳]. همان، صص ۱۴۹- ۱۴۷٫

*. خوشبختانه خاطرات ایشان توسط مرکز اسناد انقلاب اسلامی ضبط و در دست چاپ است.

[۴]. اسناد انقلاب اسلامی ج ۲، تهران، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، ۱۳۷۴، ص ۱۴۸٫

[۵]. این مطلب در یکی از نامه‌های شهید صدر عنوان شده است که در مؤسسه شهید صدر در قم نگهداری می‌شود ر ک به: اکبر فلاحی، سال‌های تبعید امام خمینی (ره)، تهران، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، ۱۳۸۵، ص ۱۶۷٫

[۶]. آرشیو مرکز اسناد انقلاب اسلامی، مصاحبه با حسن روحانی، ش. ب ۱۲۵۹۹، خاطرات دکتر روحانی توسط مرکز اسناد انقلاب اسلامی ضبط و تدوین شده در آستانه انتشار می‌باشد.

[۷]. سلیمان حیدری، تاریخ شفاهی مسجد ارک، تهران، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، ۱۳۸۵، صص ۹۷- ۹۶٫

*. قرآن مجید، سوره‌ی انبیاء، آیات ۷۰ و ۷۱٫

*. قرآن مجید، سوره‌ی صافات، آیه‌ی ۱۰۶٫

**. قرآن مجید، سوره‌ی بقره، آیه‌ی ۱۲۴٫

[۸]. دکتر حسن روحانی، انقلاب اسلامی: ریشه‌ها و چالش‌ها، تهران مرکز پژوهش‌های مجلس شورای اسلامی، ۱۳۷۶، صص ۳۹۱- ۳۸۸٫

[۹]. انقلاب اسلامی به روایت اسناد ساواک، کتاب اول، تهران، تدوین مرکز بررسی اسناد تاریخی وزارت اطلاعات، سروش، ۱۳۷۶، صص ۵۳- ۵۱٫

گوشه ای از زندگی شخصی امام خمینی(ره)

 حجت الاسلام سید حسن خمینی می گوید : زمانی که امام راحل به رحمت خدا رفت من ۱۸ سال داشتم. تا زمانی که امام راحل در قید حیات بودند ما یعنی فرزند یادگار امام منزل جدایی از امام نداشتیم و امکان نداشت که آشپزخانه ما برای غذا درست کردن روشن باشد. ما همواره ناهار و شام سر سفره امام بودیم.
 سید حسن خمینی افزود: اگر آشپرخانه ما روشن بود و غذایی در آن پخت می شد زمانی بود که امام مهمان ما بودند و تنها جایی که می رفتند منزل ابوی ما بود چون امام از در جماران بیرون نمی رفتند.
 نوه امام با اشاره به بازی های دوران کودکی خود گفت: من توپی داشتم که با آن بازی می کردم و دوچرخه ای داشتم که در حیاط مشترک خانه امام با آن دوچرخه سواری می کردم.
 پیاده روی امام هر روز سه مرتبه
سیدحسن خمینی با بیان این که امام راحل هر روز سه مرتبه پیاده روی می کردند، گفت: ایشان هفت و نیم تا هشت صبح، ۱۰ تا  ۱۰:۳۰ و ۴ تا ۴:۳۰ عصر هر روز پیاده روی می کردند واین موضوع یک دقیقه پس و پیش نمی‌شد.
 وی گفت: من تقریبا هر روز ۴ بار و یا بیشتر به منزل امام می رفتم و زمانی که امام این پیاده روی ها را انجام می داد من با ایشان مواجه می شدم.
 امام راحل حتی یک بار هم به من «تو» نگفتند بلکه همواره مرا «شما» خطاب می کردند. ایشان حتی به اخوی های کوچکتر من هم واژه «شما» را به کار می بردند و به هیچ کس «تو» نمی گفتند.
حسن برو آخوند شو
نوه امام با بیان این که هر وقت امام مرا می دید به من می گفت «حسن برو آخوند شو» ، تصریح کرد: امام هر وقت از در اتاق بیرون می آمدند و در حیات پیاده روی می کردند و تقریبا هر وقت که مرا می دیدند به من توصیه می کردند که بروم آخوند شوم و این جمله «حسن برو آخوند شو» را بارها به من گفتند.
 صرف ناهار در اتاق ۴٫۵ تا ۵ متری با سقف کوتاه
وی با بیان این که موقع ناهار امام به دلیل داشتن پادرد روی یک صندلی و پشت یک میز می نشستند، گفت: اعضای خانواده روی زمین و دور سفره می نشستند و اتاقی که ما در آن ناهار می خوردیم ۴٫۵ تا ۵ متر بود و سقف کوتاهی هم داشت.
 سید حسن خمینی افزود:سنت خانواده امام این بود که غذا را خود همسر امام می کشیدند و تا زمانی که همسر ایشان سر سفره حاضر نمی شدند امام (ره) لب به غذا نمی زدند.
 ناهار امام آبگوشت بی نمک
امام (ره) معمولا ناهار آبگوشت می خوردند، گفت: این آبگوشت بسیار بی نمک بود و امام (ره) معمولا گوشت را نمی خوردند و آن را به من می دادند که من این گوشت بسیار خوشمزه را با پلو باهم می خوردم.
 نوه امام در ادامه با اشاره به رعایت ادب از سوی امام تصریح کرد: امام راحل ادب در منزل و ادب محاوره با کوچکتر را بشدت رعایت می کردند و حتی امام، ریگان رئیس جمهور وقت آمریکا را هم آقای ریگان خطاب و ادب را همواره نسبت به بزرگتر و کوچکتر رعایت می کردند.
 وی با اشاره به رعایت احترام آقای پسندیده از سوی امام گفت: در ۱۲ بهمن ۱۳۵۷ وقتی هواپیمای امام در فرودگاه مهرآباد تهران به زمین نشست و همه منتظر پایین آمدن امام (ره) از هواپیما بودند ایشان به آقای پسندیده گفتند که شما بزرگترید و شما باید ابتدا پایین بروید.
 آن چه اخلاق و در راس اخلاق است ادب می باشد امام در زندگی فردی و اجتماعی خود هرگز پا روی اخلاق نگذاشت.
در آن لحظه حساس که همه منتظر ورود امام بودند امکان نداشت که آقای پسندیده جلوی امام حرکت کند اما ایشان تاکید داشتند که زودتر از آقای پسندیده پیاده نمی شوند و به همین دلیل ابتدا آقای پسندیده پیاده شدند و بعد ابوی ما از پله های هواپیما بالا رفت و به همراه امام پایین آمدند.
 وی افزود: اگر به تصاویری که ۱۲ بهمن ۱۳۵۷ از تلویزیون پخش می شود دقت کنید متوجه می شوید که آقای پسندیده زودتر از امام پیاده شده اند و در داخل ماشین نشسته اند.امام (ره) نسبت به احترام آقای پسندیده تاکید داشتند و همواره آن را رعایت می کردند.
  منبع : http://www.tebyan.net/newindex.aspx?pid=210283 
موضوعات
آمار بازديد
تقويم